یکی از دلایلی که با آخرین رابطه امتموم کردم
یکی از دلایلی که وقتی اون خانمه از شهرستان آمده بود تهران و التماس می کرد باهاش برم تو رابطه و نرفتم
و مهم ترین دلیلی که به اون دختره که اند خونه مجردی ام تا بجاش امتحانش رو بدم، دست نزدم
این است که می خوامتکلیف زندگی ام معلوم شه.
قبلا همه اش با استفاده از رابطه دوم خلا های زندگی ام رو می پوشاندم.
بعنوان مسکن ازش استفاده می کردم و یه طوری زندگی رو قابل تحمل می کردم.
ولی تصمیم گرفتم یه بار برای همیشه، تکلیف زندگی امرو معلوم کنم.
با واقعیت های تلخ و شیرین زندگی ام بدون حضور شخص دیگری مواجه بشم تا تکلیفش معلوم شه.
زندگی مزخرف هم اگه هست، همینه. زندگی من همینه. جز من کی می خواد درستش کنه؟
سلام
متاسفانه گربتون ساعت 5:30 فوت کرد تطلیت میگم روهشون شاد
خدا شفا بده
نقطه با تمام آرشیوش پاک شد؟!
غیرفعال شده
این نقطه های زندگی که آدم به اینرسی غلبه میکنه و وامیسته و یه نگاهی به پشت سر میندازه و ادامه ی راه رو "انتخاب" میکنه، نقطه عطف واقعی زندگی اینان
من یه اعتقادی دارم که به قلبم نشسته، و البته پشتوانه روایی داره : وقتی دیگه تمااام صبرت تموم شد، اونوقت یه فرجی در کارت میاد
بنظرم ماها یه وقتایی ترسوییم ، این به کم قانع شدن و بیشتر رو ندیدن و نخواستن نمیذاره به "فناء صبر" برسیم و تغییر بخوایم
ممنونم. قشنگ بود