شکست واقعه بسیار رو مخی است
هرکسی هم به نظرم تحمل شکست را ندارد
اصلا شاید برای تحملش و برخورد باهاش آموزش هم ندیده باشیم
تجربیات ماهم در برخورد با شکست متفاوت است
ولی می خوام هم از نظر جنبه فردی و هم اجتماعی یه توضیحاتی بهتون بدم
من خودم آدمی هستم که توزندگی کم شکست خورده ام
عموما هدفهای معقول رو انتخاب می کنم. هدفهایی که بتونم بهشون برسم و در اندازه من باشند
براشون تلاش می کنم و همیشه هم موفق شدم
لذا وقتی شکست می خوردم بدجور بهم می ریزم
لذا شماهم اگه مثل من هستید مواظب روح و روانتون باشید
جدیدا برای یه هدف معقولی تلاش کردم و دوست داشتم داستان موفقیتم رو با افتخار براتون تعریف کنم و درس موفقیت بهتون بدم
ولی شکست خوردم و الان دارم درس شکست بهتون می دم
و اما مسئله بعد
شکست بقیه معمولا برای ما مهم نیست. چیز مهمی که نیست. باختند دیگه
ما عادت داریم بعد مسابقه بریم دور قهرمان و برنده جمع شویم
واسه همین برنده شدن باارزش است
ولی اینجوری نباید برخورد کرد
بابد برید و بازنده را در آغوش بگیرید
دلداری دادن همفکر کنم زیاد فایده نداشته باشد
فقط باید اجازه بدهید حرف بزند ،غر بزند
دلایل شکست را بگوید
و بعدش سکوت
ممکن است عدم شایستگی اش را انکار کند
یا باختش را بندازد گردن شانس و قضا و قدر
ولی بی فایده است
هم او می داند و هم ما
و اما نکته آخر
ما عموما ادعا می کنیم که راضی هستیم به رضای خدا
منکه فهمیدم دروغ می گم. من فقط وقتی رضای خدا همراستا با اهدافم باشد از او راضی ام
خدا هم خودش این را می داند
و انگار برای کامل شدن،باید راضی شم به رضای خودش