یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

مرد دوست داشتنی

امروز قراره دوستهای دخترم بیان خونه مون و یه مراسم سورپریزی برای تولدش بگیرند.  لذا صبح قرار بود کارگر بیاد خونه مون‌ .

ولی آخر شب به خانمم پیام داد و گفت که امروز نمی آد.

من خوابیده بودم که خانمم آمد و گفت بدبخت شدم.‌کارگرمون نمود‌‌.


منم دلم سوخت و صبح کمی زودتر پاشدم و ظرفها رو شستم و آشپزخانه را تمیز کردم و بعد امدم سرکار.


کمکی بود که از دستم برمی آمد. 

نظرات 2 + ارسال نظر
سارا پنج‌شنبه 8 دی 1401 ساعت 08:41

چه عالی.همسر من هم همش کمک حالمه و منو اینطور مواقع رها نمیکنه

دستش درد نکنه

Hdn چهارشنبه 7 دی 1401 ساعت 11:54 http://Hdn94.blogsky.com

دمت گرم

ممنونم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد