یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

کار

پسرک از دیروز رفت سرکار

خیلی وقت بود که می گفت دوست دارم بدم سرکار

مادرش مخالف بود  و می گفت حداقل دیپلم رو بگیره بعد

ولی بالاخره درس خوندن هاش باعث شد، راضی بشیم بره. 


دیروز رفت سرکار. کار در کارگاه طلاسازی


امروز هم روز دومش است. ببینیم چند وقت دوام می اره


*******

رفتم دم آسانسور یهو در باز شد و یه خانم عقب عقب آمد تو  بغل من

بعد برگشته و عذر خواهی می کنه . گفتم بانو ما مردها خیلی مهربان هستیم و اصلا از اینکار شما ناراحت نشدیم و نمی شیم. راحت باشیم.

هر وقت خواستی ازین اشتباه ها بکنه. 

این دفعه که غیرعمدی بود. انشالله دفعه بعد عمدی باشه.  بیشتر خوشحال میشیم 


نظرات 2 + ارسال نظر
آسمان دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت 15:03

بله شما مردها خیلللی مهربونید اما فقط تو این چیزها
این حرفها رو تو دلتون گفتین یا به خود اون خانم؟؟
پسرتون دیگه قصد ادامه تحصیل ندارند؟؟

تو دلم گفتم.
فعلا که قصد ادامه تحصیل نداره. تا ببینیم بعدا چی میشه

خانوم ف دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت 10:40 http://Khanomef.blogsky.com

نخند

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد