یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

کانال تلگرام ۲

کانال تلگرام جای بدرد نخوری شده

البته فالورر درستی نداره. ولی اونها هم که هستند معلوم نیست برای چی هستند.

ولی اینجا انگار هنوز بهتره

آدمهاشم بهترن

البته اینجوری باید بگم : آدم درست، درسته. چه اینجا و چه اونجا 


نو جوونی من تو چه شهر ساحلی تو شمال بود. تا ۱۸ سالگی که برای دانشگاه آمدم تهران

اونجا بندر و شیلات داشت و من دوست داشتم برم و ببینم ولی هیچوقت جرات نکردم برم. و گفتم حتما منو راه نمی دن

هیچ وقت جرات نکردم برم بپرسم که آقا راه می دید یا نه


ولی الان تو سن چهل سالگی تو بوشهر داشتم از جلو بندر رد می شدم که برم برسم به ساحل. یهو مثل عاقلها گفتم برو بپرس.  شاید راه دادن.

رفتم پرسیدم و راه دادن و یه دل سیر گشتم و کشتی دیدم

نظرات 2 + ارسال نظر
ملیحه جمعه 7 مهر 1402 ساعت 02:09

آقایون ماشالله اعتماد به نفس هاشون خیلی بالاست
همیشه خودتون رو جوون میدونید،همسر منم همسن و سال شماست اما همیشه میگه من 10سال کوچیکتر دیده میشم وخوب موندم،منم در جوابش میگم چون خانم خوبی داشتی

حق با توئه

خانوم ف پنج‌شنبه 6 مهر 1402 ساعت 21:39

شما که دهه پنجاه هستین

مهم دله. که دل من ۲۰ سالشه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد