سیستم سازی
امروزه آدمها خودشون به تنهایی کارها رو انجام نمی دن
بلکه مدیریت می کنند
مدیران لایق تربیت می کنند و یا استخدام می کنند
یک فرایند درست برای انجام کار طراحی می کنند
و سپس می بینی صد هزار نفر در حال انجام اهداف یک نفر است
امروزه وقتی می خواهند یک مدیر لایق استخدام کنند،از او برنامه می خواهند و می پرسند به این اهداف چگونه می خواهی برسی؟
چون تعریف اهداف و بیان ادعا و شعار راحت است
ولی
چگونه رسیدن بهش مهم و سخت است
اندیشه ها چگونه شکل می گیرد؟با نوشتن . با بیان در کنفرانسها
با انتشار کتاب و تدریس اون در دانشگاه
مثلا مارکس می اد در مورد اقتصاد حرف می زنه و کتاب می نویسه. اندیشه هاش مورد بحث قرار می گیره.
گسترش پیدا می کنه. شنیده می شود و نقد می شود و بعدا مبتنی بر آن حکومت تشکیل میشه.
خلاصه اینکه اگر شما صاحب اندیشه جدیدی برای اداره دنیا هستید، لازم است که آنرا بیان کنید. در موردش بحث شود. نقد شود. عده ای آنرا بپذیرند. تدریس شود. وقتی به اندازه کافی در اقصی نقاط دنیا طرفدار پیدا کرد، بالاخره یه جاهایی پیاده سازی می شود.
اگه خوب جواب داد و موجب رشدشد، کم کم در جاهای دیگه هم پیاده سازی می شود.
مثلا اقتصاد سرمایه داری یا دموکراسی همینطوری جهانگیر شد.
می خواهی چگونه به اهداف برسی
نمی گویند می خواهی چکار کنی.
می گویند چگونه می خواهی به اهداف
خداوند تو قران گفته:
یا بنی اسرائیل اذکرو نعمتی والتی انعمت علیکم و منی فضلتکم علی العالمین. الان متوجه شدم چرا خدا بنی اسرائیل رو از همه عالمیان برتری داده.
چه ربطی داشت؟