یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

آزادی و رشد

دخترم ، دوست داشت برای خودش شرکتی بزنه و کسی بشه

بادی گارد داشته باشه و غیره


خوب یه خورده از آرزوهاش که نشد 

ولی امسال تلاش کرد برای خودش مزون بزنه. لباس طراحی کنه. پارچه بخره و بده خیاط بدوزه

و بعد لباسها رو تو پیج بفروشه

و سه ماه تابستون رو زحمت کشید و الان تو مهر تو یه ایونت فروش شرکت کرد


قبل ایونت خودش خیلی به ایونت امید داشت ولی مم فکر می کردم فروشی نکنه. ولی به روش نمی آوردم و فقط سعی می کردم در عین تشویق کردنش و روحیه دادنش، خیلی سوسکی هم بگم اگه نشد فدای سرت. مهم نیست.



ولی خوب در مجموع انگار خوب بوده. و فروش داشته


نتیجه گیری :  پیشرفت فقط در آزادی و حمایت رخ می ده. با محدود کردن و جلو پیشرفت بچه هاتون رو نگیرید. 


البته هنوز خیلی مونده که ما جرات کنیم به بچه هامون اعتماد کنیم. ترجیح می ریم فقط کنترلشون کنیم و راه رو نشونشون بدیم 


ولی باید اعتماد کنیم و اجازه بدیم خودشون راهشون رو برن

صمیمیت

با آدمها نباید زود صمیمی شد

نباید همه چیز رو بهشون زود بگی


نباید اعتماد کنی و راحت باشی


باید مثل پیاز باشی. ورقه به ورقه باز بشی. اونها همین طور


اینجوری دلخوری کمتر پیش می اد. اخلاقتو به مرور دست هم می اد 

موج سینوسی نباید بود


زود اوج بگیری، زود هم فرو می افتی و فقط اوقات تلخش برای آدم می مونه


من معمولا از آدمها دلخور نمی شم و اونها رو همونجور گه هستند می پذیرم


می پذیرم ممکنه من آدم مناسبشون نبوده باشم

و تو این سن چرا باید خودسانسوری کنم  و راحت نباشم؟ وقتی مناسبت نیستم، خودم رو  تغییر نمی دم. مگه اینکه خیلی خاص و مهم باشی و زندگی بی تو نشه.

ادبیات م، شوخی هایم ، بامزه گی ها، بی مزگی هام، و غیره ام همین است.


ولی خط قرمزم توهین و فحش است.


و مثل همیشه توصیه می کنم‌همون اوایل دوستی یه دعوا بکنید تا یه سری از ابعاد طرف رو بشناسید

بگذارید باهاتون دعوا کنه و فحش بده تا با ادبیات و شخصیتش آشنا بشید. گاهی خیلی لازمه

مقایسه

خوب و بد مطلق ایده آل است و تو کتاب‌ها و توی فکر است



چیزی که در واقعیت وجود دارد همه اش نسبی است. یعنی نه خوبی وجود داره و نه بدی

فقط در مقایسه افراد باهم دیگه

و یا در مقایسه ماشین‌ها با هم دیگه

در مقایسه شهرها و ساحلها با همدیگه


می تونی بگی این بده یا اون خوبه


وقتی می گی این همکارم بده، باید مشخص باشه در مقایسه با کدوم همکارت یا کدوم همکار

وقتی می گی مدیرم بده

وقتی می گی همسرم بده


و کلا هروقت نسبت بد ، خوب، زیبا و زشت و غیره به اجسام و افراد می دی باید معلوم باشه نسبت به چی و کی داری مقایسه شون می کنی


و مثل همیشه باید از خودم شروع کنم

وقتی می گم همسرم بده، باید بدونم در مقایسه با کی می گم

شاید اصلا بهترش وجود نداشته باشه. درسته ویژگی هایی داره که من فکر می کنم بده، ولی بلید اول با بقیه مقایسه کنم. شاید حتی تمام زنان آیت سرزمین این عیب و یا عیب مشابه ش و یا هزار عیب دیگه رو دارن و .... 


لذا سعی می کنم از فردا دیگه فقط در مقایسه با دیگران حرف بزنم. 

مثلا فلانی در مقایسه با بقیه خیلی خوبه و یا خیلی بده


اصلا آدمها رو با ایده الها نسنجم . چون انسانها از فرهنگ منطقه شون می شن که قسمتی از فرهنگ کشور است و خیلی چیزهامون یکی است، فقط یکی نشون می ده و یکی نه



دادن و یا ندادن

دوسه روز پیش با یه خانمی که مطلقه بود قرار داشتم
صبحش بهم زنگ که فلان مشکل رو تو اینستا دارم
می تونی کمکم کنی
تلفنی بهش گفتم. نشد بعدازظهر و بعد ساعت کار رفتیم یه کافی شاپ سمت ستارخان و مشکلش رو حل کردم و اونهم برام صحبت می کرد

نمی دونم به در می گفت دیوار بشنونه یا نه
ولی کلا اینا رو می گفت :

فلانی  که آدم پولداری است می گفت بیا صیغه ام  شو و کارت رو هم ادامه بده. گفتم اگه زن تو بشم دیگه چه دلیلی داره بخوام کار کنم؟

شوهر سابقم گفت بیا دوباره باهم باشیم. گفتم اگه بخوام خرج م رو خودم بدم،  چه دلیلی داره بزارم تو از من استفاده کنی


کلا از همه مردها بدم می اد

وقتی یکی می خواد باهام باشه و استفاده کنه باید خرجم رو بده و .....

خلاصه که من‌به روش چیزی نیاوردم و بحث نکردم
ولی کلا چیزی که حس می کنم تو فرهنگ ما جا افتاده اینه که سکس یه خدمت و سرویس است که زن به مرد می ده. یه لطف است و مرد باید قدر بدونه و هزینه اش رو بده و جبران کنه.

اصلا یه رابطه دوطرفه نیست

اگر هم معتقدند که یه رابطه دو طرفه است بازم معتقدند. که یه لطف است در حق مرد

ادبیاتش هم همینه. زن به مرد می دهد.
بهت دادم
بهت نمی دم
و ازین چیزها
و لذا وقتی بهش می دی،توقع داری اونم یه پولی بهت بده
بعد می گن چرا ارزش ما زنها اینقدر پایینه
و هزار تا چیز دیگه

قطعا رابطه جنسی سالم و درست از جنس دادن و کردن نباید باشه
بلکه معاشقه باید باشه
یعنی معاشقه کردن که جفتشون بکنند
و یا الفاظ دو طرفه مشابه

حیات‌ بعد مرگ

به نظرم مهمترین چیز در ساخت شالوده رفتارهای یک نفر ، نگاه او به حیات بعد از مرگ و آخرت است.
آیا روز حساب و کتابی وجود دارد؟
آیا با مرگ‌خاموش می شویم و بعدش هیچ؟

و مهمترین هدف رسالت پیامبران تبیین همین مسئله بوده است

به بقیه چیزها با علم رسیده ایم
البته شاید به حیات بعد از مرگ هم با علم برسیم

ولی فعلا که بصورت واضح نرسیده ایم.

هرکسی قطعا نگاهی خاص و مختص خودش به حیات بعد از مرگ دارد. و قطعا بعضی ها هم معتقد هستند وجود ندارد

در هرصورت خیلی مهمه
وقتی واقعا اعتقاد داشته باشی هست یک جور رفتار می کنی

و وقتی واقعا اعتقاد داشته باشی  نیست، یک جور دیگه

و البته اکثر افراد در حرف می گن هست و در عمل طوری رفتار می کنند که انگار نیست.

نظر شما چیست؟