زندگی در جریان است
مغازه حدودا راه افتاده. البته عیب و ایرادهایی هم داره
با مالک در خصوص حق مالکانه صحبت کردم، امیدوار م تخفیف بده
اعتراضات در جریان و حاکمیت علاقه ای به شنیدن حرف مردم نداره. احتمالا همه چی رو می دونه
خواب دیدم پنج تا دختر زشت و بدهیکل پنج تا دختر سکسی رو خوردند
تعبیرش شد اینکه بعد از چند سال س ک س خوب داشتن، تا پنج سال خبری نخواهد بود
همسرم هم همه اش مریضه
و کمر درد داره
دیشب یه معجزه رخ داد
یه سری سکه گم کرده بودم
در ناامیدی کلی صلوات فرستادم و گشتم و ناامید شدم
و در اوج ناامیدی ، دخترم برام پیدا کرد
بنده خدا اونم کلی نذر کرده بود
براش شکلات و چیزهایی که دوست داشت خریدم
یکی امروز بهم گفت اگه مجرد بودی باهات بودم
این جمله رو بارها شنیدم
و جواب همیشگی که گاهی می گم اینه :
من دوتا انتخاب دارم. جدا بشم و به عشق و حال مشغول بشم. چون کلی دختر و زن هستند که وقتی مجرد باشی باهات خواهند بود
ولی زن و بچه فعلی ام به مشکل بخورند
یا همینطوری و در صورت امکان یواشکی به نیاز جنسی ام برسم
که خوب سخته
نقطه عطف بهم گفت به بچه هات حسودیم می شه که باباشون بخاطرشون از من و خیلی های دیگه گذشت
به نظرم می اد زنها و دخترها تا سی سالگی دنبال عشق هستند.
بعد عاقل می شن و دیگه یا دنبال پول هستند یا شوهر.
یعنی مثلا دخترهای زیر سال راحت عاشق مردهای متاهل می شن. ( البته مردهای متاهل جوون و نه من )
بعد همین ها وقتی بالای سی می شن دیگه علاقه مند نمی شن ، مگه اینکه حرف پولدار باشه. و یا فقط دنبال پسرهای مجرد می گردند تا ازدواج کنند و دیگه دنبال دوس پسر نیستند