راستش به نظرم من دیگه مرد نیستم
منی که این همه ظلم و نامردی رو در حق مردم سرزمینم می بینم و سکوت می کنم ، مرد نیستم.
منی که می ترسم بخاطر اعتراض از نون خوردن بیفتم مرد نیستم
حتی منی که جرات ندارم این حرفها رو علنی بزنم و اینجا تو یه وبلاگ خلوت می زنم، مرد نیستم.
حداقل اگه مرد هم هستم الگو و پیشوای من حضرت علی نیست.هست؟
چند وقت پیش یه سخنرانی گوش می دادم
می گفت اگه می خوای ببینی محبوبی و دوستت دارند یا نه،
ببین وقتی از خونه می خوای بری، می گن زود بیا یا نه؟
کلا ببین براشون مهمه باهاشون باشی یا نه
دوست دارند کنار سفره باهاشون باشی یا نه
و راستش تست کردم و ازین آزمون سربلند بیرون آمدم
امروز دوم اسفند است و نه حقوق دادن ونه عیدی
و با توجه به هزینه چند میلیونی که من برای تعمیر ماشینم در دو ماه گذشته کردم، کلا پکیدم و الان یه مفلسم
تا حالا سابقه نداشت حقوق ما رو اینقدر دیر بدن. بخصوص شب عید
حالا دو تا مسئله: اولا ببین چقدر شرایط بد شده که ما نتونستیم دوزار پس انداز کنیم
دوما: چند روز حقوق من عقب افتاده به فلاکت افتادم. بیچاره کارگرانی که ماه ها حقوق معوق دارند.
بیچاره تر کارگرانی که کلا بیکارند و حقوق ندارند
با دوست دختر قبلی ام هنوز دوستم و از حال هم باخبریم
امروز قرار بود با یه نفر بره ناهار بخوره و بیشتر آشنا بشن
الان بهش زنگ زدم. داشت حرف می زد.قطع کردم بعد اون زنگ زد.
می گمچی شد؟ می که ناهار نرفتیم و شام رفتیم.
می گمچطور بود؟ می گه اونکه خیلی عاشقم شده.
می گم تو چی ؟ می گه خوب تلیسمان داره.