وقوع بعضی رخدادها پشت سر هم یا همزمان بعلت رابطه علت و معلولی بین آنها است
وقوع بعضی رخدادها پشت سرهم نیز فقط یک همزمانی است
گاهی هم یک علت مخفی دیگر وجود دارد.
مثلا می دانیم که بسکتبال قد را بلند نمی کند، ولی بسکتبالیست ها قد بلند هستند
بگذریم
یه آشنایی داریم که دوبار برای مهاجرت اقدام کرد. دفعه اول که اکی شد و ویزا گرفت،متوجه شد که سرطان سینه دارد.
نرفت و موند ایران و عمل کرد و خوب شد
دفعه دوم که ویزاش امد، پسرش رو فرستاد و می خواست خودش بره که یکی دوروز قبل پرواز سرطانش اود کرد و دیروز هم فوت کرد
پسرش هم هنوز خارج مونده و نمی دونیم چی میشه.
و من نمی دونم خارج رفتن به این نمی ساخت یا این فقط یک همزمانی ساده بود
دیدم که بعد از جدایی طرفین می ان تازه شروع می کنند چیزهایی که موقع رابطه رو مخشون بوده رو به طرف می گن و منت می زارن
من از فلان چیز بدم می آمد ولی بخاطر تو انجامش می دادم و ...
خوب طبیعی است که آدم در زمان رابطه یه کارهایی رو فقط جهت خوشحال کردن طرف انجام بده. ولی نباید اونقدر زیاد باشه که
خستگی بیاره
دلخوری بیاره
خشم ایجاد کنه
و ...
امروز رفتم دوباره پرند
پیگیری پرونده کیفری شکایت
با مترو و سواری رفتم و برگشتم
هربار که میرم پرند ، کلی غصه می خورم. خیلی از نظر فکری مرا درگیر می کند
و کسی در این مورد درکم نمی کند توصیفش هم سخت است
××××××
چقدر دختر خوشگل در مترو هست
××××××
کتاب مسئله اسپینوزا رو گوش می کردم. جالب بود. البته هنوز به ته نرسیده است و باید صبر کرد
××××
از خواننده های وبلاگ حس و انرژی بیشتری می گیرم تا خواننده های کانال.
اونها خیلی بی تحرک هستند
سلام و صبح بخیر. دیروز پادکست رادیو مرز رو گوش می دادم. اپیزود آخرش اسمش رابطه پنهانی بود.
کمی به روابط پنهانی پرداخته بود. گفته بود نمی گم خیانت. ولی کلا به این موضوع از سمت آدمهای مختلف پرداخته بود.
مردو زن و بچه. بچه ای که مادرش روابط پنهانی داشت
بچه ای که متوجه روابط پنهانی پدرش شده بود
صحبتهای زنی که متوجه روابط پنهانی همسرش شده بود
مردی که متوجه روابط پنهانی همسرش شده بود
زنی که روابط پنهانی داشت
و ..
فکر کنم فقط صحبتهای مردی که روابط پنهانی داشت را بیان نکرده بود.
ولی در هر صورت قشنگ بود. کلا بیان هر موضوعی از سمتهای آدمهای مختلف درگیر اون هستند،موجب دید بهتری به موضوع میشه.
علاقه مندان توصیه میشه به این اپیزود گوش بدن
تو تلگرام هم کانال داره
یکی از جاهایی که انسانها به وجود خدا شک می کنند، بخصوص دیندارها به وجود خدا شک می کنند، عدم حضور خدا در بعضی از مشکلات است. که گاهی به صبر خدا و یا آزمایش خدا تعبیر می شود.
در خیلی از بلاها و مصیبتها ما توقع داریم خدا دخالت کند . بخصوص در ظلمهایی که افراد بشر در حق هم می کنند. مثلا فردی پول یه عده ای را می خورد و صاف صاف هم راه می رود و بعد می گوییم چرا خدا خدا کاری نمی کند و بعد می گویند که پس خدا کو.
این خدا کو در بلاهای طبیعی و یا نقصانهای مادر زادی زیاد به چشم می اد.
در جنایتهای جنگ ها هم خدا نیست و ... .
من همواره در اعتقادات خودم معتقد بودم که این دنیا برای خدا ارزش چندانی ندارد و از نظر او این دنیا فانی است و ماندگار نیست و اصلا ما رو فرستاده تا عکس العمل ما را در این مواقع ببیند . در قرآن هم به این تعابیر اشاره شده است. ولی امروز تمثیل جالبی به ذهنم رسید که براتون می گم:
ما در خواب اتفاقات ترسناک و بد برامون زیاد می افته. هیچوقت نمی گیم چرا خدا دخالت نکرد. اصلا توقع دخالت نداریم. فقط می گیم خوب شد بیدار شدیم.
ازین دنیا هم که در دنیای بعدی بیدار شویم احتمالا همینو می گیم.