یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

پدربزرگ لعنتی

به پسرم می گم شما ها پدر خوبی نمی شید
هیچی بلد نیستید
نه تعمیر دوچرخه
نه تعمیر کامپیوتر و وسایل خونه
و شاید حتی خوب بلد نباشید به بچه هاتون درس یاد بدید
ولی عوضش ما پدربزرگ‌های خوبی میشیم
هم داستان بلدیم
هم تعمیرات همه چی بلدیم
و لذا هی باید بگید برو پیش بابابزرگ. اون بلده


بعد گفتم حس می کنم ازینکه نوه هام اینهمه منو دوست خواهند داشت ، ذوق می کنم


می گه البته می دونی که برای اینکه نوه دار بشی باید پولی باشه که ما ازدواج کنیم

حامی لعنتی

اکس سابقم هر وقت بی پول میشه می اد سراغم.
نمی دونم خوشحال باشم که هنوز نقطه اتکاشم
ناراحت باشم که ازم پول می گیره؟
خوش بین باشم که دوستم داره که می اد سراغم؟
البته بخاطر غرورش یه خورده طلبکارانه می اد و می گه اون موقع که ازت پولی نخواستم الان لطفا این پول رو بده و هوامو داشته باش


ولی کمک کردن بهش حس خوبی بهم می ده.

آرزوی بقیه

نود درصد ما داریم آرزوو رویای یکی دیگه رو زندگی می کنیم ولی ناراضی هستیم
کسی‌که ماشین داره ،آرزوی بی ماشین‌ها رو داره زندگی می کنه
اونیکه جوونه،آرزوی پیرها رو
اونیکه بچه داره،آرزوی بی بچه ها رو و ...


البته این دلیل نمیشه که از شرایطمون ناراضی نباشیم

ولی می تونه کمی آرامبخش باشه. بهش فکر کنید

اثر موقت کولر) متاهلی(

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

وب گردی

خونه‌داری حقوق نداره. بازنشستگی و بیمه نداره. مرخصی نداره. ساعت کاری مشخص نداره. تعطیلی نداره. حتی نتیجه‌ای که حاصل می‌شه کوتاه مدته و در نهایت دیدگاه اکثریت جامعه به تو اینه که زیر کولر می‌خوری و می‌خوابی و شوهر فلک‌زده‌ت از صبح خروس خون تا بوق سگ دنبال رفاه و آسایش توعه. بعد اینا در صورتیه که بچه نداشته باشی؛ بچه که باشه تمام کارهای خونه چند برابر می‌شه. به قول آلا توی فیلم خشکسالی و دروغ کلی وقت می‌ذاری غذا درست می‌کنی و توی نیم ساعت تموم می‌شه، تازه باید فکر کنی برای چهار پنج ساعت بعد دوباره چی بپزی. زن‌های خونه دار احتمالا بیشتر از بقیه احساس بیهودگی می‌کنن ولی خودشون نمی‌دونن دلیلش چیه. دلیلش این موقتی بودن نتیجه‌ی کاره، اینه که رنج آوره. چون نتیجه‌ای که از کارات می‌گیری مثل ترجمه‌ی یه کتاب نیست که توی کتابخونه آدم‌ها بمونه.