فوبیا ترس از اداره مالیات و ادارات دولتی گرفتم.
اونقدر رفتم اینجاها و اذیت شدم. دیگه فشارم می افته وقتی اسمش می اد
عموما گفته می شود که مردها راحت می توانند بدون اینکه علاقه ای داشته باشند و فقط برای اینکه لذت ببرند، س ک س کنند
ولی زنها برای اینکه لذت ببرند باید علاقه داشته باشند.
نمی دونم جملات بالا چقدر درسته. ولی من خیلی اینجوری نیستم. یعنی یه حداقل علاقه ای برای س ک س لازم دارم.
علاوه بر اون از بزن درویی خوشم نمی اد. یعنی اگه حس کنم بعد س ک س رابطه مون تموم میشه، ترجیح می دم س ک س نکنم تا رابطه مون بمونه..
نظر شما چیه؟
امشب به این نتیجه رسیدم که زن بودن خیلی سخته.
اینکه همه اش بپزی و بشوری و بقیه بیان بخورم و برن و تو فقط جمع کنی
و بعد همه درآمدها و رشد کردنها و موفقیت ها مال اونها باشه و تو یه تلفن تو خونه باشی، خیلی سخته.
و فقط در شرایطی میشه که یا عاشق باشی و یا نفهمی و راضی باشی و خودت برای خودت برنامه ای نداشته باشی
امشب با خانمم صحبت کردم و سعی کردم با دنیا ش آشنا بشم.
در دنیای اون من یه انسان خودخواه و بیرحم بودم که هیچ وقت بهش حس امنیت نداده بودم. هیچوقت یار و یاور ش نبودن و احساس حمایت بهش نداده بودم
ازین بدتر این بود که در یکسری موارد هم حق با اون بود.
تا قبلش از نگاه خودم ، مدد خوب و مهربانی بودم که حامی زنش است و حتما زنش از داشتن چنین مردی مفتخر است و قطعا بهتر از من نداریم.
ولی حس اون این نبود و این جالب بود.
لازم است در اعماق افکار هم سفر کنیم