پی دی اف ش رو قبلا گرفتم ولی نخواندم
کتب کاغذی اش رو گرفتم ولی نخواندم
وبی چند وقتی است دارم صوتی اش رو گوش می دم
جالبه. ایده های خوبی داره و رفتارهای دیکتاتورها و سیستم های توتالیتر رو خوب حدس زده.
جالبترینش تغییر گذشته است. که ظاهرا همه رعایت می کنند.
جمهوری اسلامی هم گذشته را در حد امکان تغییر می دهد. حداقل ویرایش عکسها که اثبات شده است
خیلی وقته هیشکی بهم پیشنهاد بی شرمانه و رابطه جنسی نداده.
وقتی پول نداری، حدودا می دونی چقدر بدبختی. چون می دونی چی نداری و اگه داشتی چه کارهایی برات می کرد.
مزه پولداری رو میشه حس کرد. بدون اینکه داشته باشی. چون معمولا هرکسی یه لحظه پولداری رو چشیده
ولی وقتی همسر خوب یا دوست خوب نداری، نمی دونی چقدر بدبختی.
وقتی داری با یه آدم اشتباه می سوزی و می سازی و تحملش می کنی، نمی دونی خودت رو از چه آدمهایی محروم کردی.
عمق بدبختی ات رو نمی دونی. نمی دونی شایسته چه کسانی بودی. و اونها کنارت چطوری بودند.
خلاصه اینکه ما ها اکثرا عمق بدبختی مون رو نمی دونیم.
و البته شاید خوشبحالمون که عمق بدبختی مون رو نمی دونیم
یه تصمیم هایی گرفتم که نمی گم. ولی امیدوارم تا آخر هفته یه تغییرات کوچک تو زندگی ام بدم.
پنج شنبه ها می رم دانشگاه. وهر دفعه می گم من تو این دانشگاه چه غلطی می کنم؟
راستی برای استاد شدن و تدریس تو دانشگاه علمی کاربردی یه درخواست دادم. توکل به خدا.
بعنوان رزومه دوست دارم.
به یک تجربه جالب دست پیدا کردم که تابحال ازش بی خبر بودم و حسی نسبت بهش نداشتم.
نقش پشتیبان داشتن
نفر دوم بودن
من تابحال تو زندگی نفر دوم زندگی نبوده ام . همواره من نقش نفر اول را داشتم. و خانمم نقش نفر دوم رو داشته
ولی این مدت که در کار مغازه کمکش می کنم و بجای او غذا می پزم و یا ظرفها را می شورم و نقش پشتیبان پیدا کرده ام، تازه می فهمم چه نقش،سختی است.
نقشی که کار می کنی ولی درآمد مال یکی دیگه است. و اگر بخواهد بهت پول می دهد. تازه اگه غر بزنی می که می خواستی کار نکنی. و وقتی کار نمی کنی ، می که کار کن . و ازت توقع کار و پشتیبانی دارند.
خانمم این روزها که کار مغازه می کند و بدن ضعیفی دارد، واقعا نیاز به پشتیبان دارد. و جای خالی مادرش حس می شود.
دوتا خواهر دارد ولی خواهر جای مادر را اصلا نمی گیرد. خواهر ها هم کلی توقع دارند.
نقش پشتیبان تو خونه خیلی سخته. و باید به نوعی از درآمد سهم داشته باشه. والا تحملش سخته.