در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم
در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم
فکر کن الان یه تفنگ پر رو میز است. آیا ور می داری و به این زندگی ات خاتمه می دی؟ یا دلیلی برای ادامه زندگی ات داری؟دوست دارم اون دلیلت برای موندن رو بدونم
من تا چند سال قبل خودمو زن زندانی و دنیا رو اتاق میدیدم (لیبل به فیلم یا کتاب اتاق)
ولی گذشت و اتفاقاتی افتاد و مسیر زندگیم عوض شد. به ظاهر هیچ کس جز یک نفر متوجه نشد چی شده چون حرکت درونی ای بود ولی آثارش رو آدمهای اطرافم هم حس کردن و میکنن حتی غریبه هایی که از علت اینهمه انرژی و لبخند و حال خوب سوال میکنن گهگاه
الان زندگیم و حالم عاااالیه خداروشکر هدف مشخص، مسیر مشخص و انگیزه و نیروی محرکه خوبی داره
من اگر چنین تفنگی رو روی میز ببینم احتمالا گلوله هاشو در میارم و برشون میدارم
جدا از پسرم و خانواده و بقیه آدمهایی که بهم وابسته اند، انگیزه ی من برای زندگی کردن قویه، حس می کنم خیلی چیزاس تو دنیا که فرصت تجربه شونو نداشتم، کلی جاها که نرفتم، آدمهایی که نشناختم، کارایی که از پس انجامشون برمیام و هنوز وقتش نرسیده
با اینکه بیشتر شرایط زندگیم دلخواهم نیست وادمی با خوشبختی مطلق نیستم ولی هرگز خودم رو نمیکشم،بخاطر بچه هام و همسر و پدر ومادرم که میدونم از نبودنم روزگار خوشی نخواهند داشت.بارها دلم خواسته چشم هامو ببندم و دیگه باز نکنم اما وقتی به عزیزانم ووابستگیشون به خودم فکر کردم دیدم بهتره که چشمام باز باز بمونن
میل ادم ها به خودکشی و نبودن به خیلی چیزا بستگی داره حتی نرمال ترین و سالم ترین ادم ها از لحاظ ذهنی و روانی هم ممکنه گاهی میل به خودکشی داشته باشن و همه ی ادم های افسرده و بیمار هم همیشه صد درد صد به مرگ و نیستی فکر نمیکنن اینکه اون تفنگ رو برمیدارم و شلیک میکنم یا نه خیلی زیاد به حال اون لحظه ام بستگی داره ولی اگه میشد اون تفنگ پر همیشه همونجا می موند و هر وقت که خواستم میتونستم ازش استفاده کنم باید بگم اره مطمئنم بالاخره یه روز ازش استفاده میکردم
جواب خوبی بود
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
من تا چند سال قبل خودمو زن زندانی و دنیا رو اتاق میدیدم (لیبل به فیلم یا کتاب اتاق)
ولی گذشت و اتفاقاتی افتاد و مسیر زندگیم عوض شد. به ظاهر هیچ کس جز یک نفر متوجه نشد چی شده چون حرکت درونی ای بود
ولی آثارش رو آدمهای اطرافم هم حس کردن و میکنن
حتی غریبه هایی که از علت اینهمه انرژی و لبخند و حال خوب سوال میکنن گهگاه
الان زندگیم و حالم عاااالیه خداروشکر
هدف مشخص، مسیر مشخص و انگیزه و نیروی محرکه خوبی داره
من اگر چنین تفنگی رو روی میز ببینم احتمالا گلوله هاشو در میارم و برشون میدارم
ممنونم. نظر جالبی بود
حالاچرا خندیدی ؟
بهتر دیدی چشمات باز باز بمونند،برام خنده دار بود
اواسط سی ولی به گمانم بیشتر از سن و سال دیدگاه آدم به زندگیه که باعث میشه تو موقعیتهای مختلف دووم بیاره
خوبه. خیلی خوبه. باهات موافقم
جدا از پسرم و خانواده و بقیه آدمهایی که بهم وابسته اند، انگیزه ی من برای زندگی کردن قویه، حس می کنم خیلی چیزاس تو دنیا که فرصت تجربه شونو نداشتم، کلی جاها که نرفتم، آدمهایی که نشناختم، کارایی که از پس انجامشون برمیام و هنوز وقتش نرسیده
خیلی خوب بود. چند سالته؟
با اینکه بیشتر شرایط زندگیم دلخواهم نیست وادمی با خوشبختی مطلق نیستم ولی هرگز خودم رو نمیکشم،بخاطر بچه هام و همسر و پدر ومادرم که میدونم از نبودنم روزگار خوشی نخواهند داشت.بارها دلم خواسته چشم هامو ببندم و دیگه باز نکنم اما وقتی به عزیزانم ووابستگیشون به خودم فکر کردم دیدم بهتره که چشمام باز باز بمونن
خداروشکر. بامزه بود و خندیدم
میل ادم ها به خودکشی و نبودن به خیلی چیزا بستگی داره
حتی نرمال ترین و سالم ترین ادم ها از لحاظ ذهنی و روانی هم ممکنه گاهی میل به خودکشی داشته باشن
و همه ی ادم های افسرده و بیمار هم همیشه صد درد صد به مرگ و نیستی فکر نمیکنن
اینکه اون تفنگ رو برمیدارم و شلیک میکنم یا نه خیلی زیاد به حال اون لحظه ام بستگی داره
ولی اگه میشد اون تفنگ پر همیشه همونجا می موند و هر وقت که خواستم میتونستم ازش استفاده کنم باید بگم اره
مطمئنم بالاخره یه روز ازش استفاده میکردم
جواب خوبی بود