یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

صمیمیت

با آدمها نباید زود صمیمی شد

نباید همه چیز رو بهشون زود بگی


نباید اعتماد کنی و راحت باشی


باید مثل پیاز باشی. ورقه به ورقه باز بشی. اونها همین طور


اینجوری دلخوری کمتر پیش می اد. اخلاقتو به مرور دست هم می اد 

موج سینوسی نباید بود


زود اوج بگیری، زود هم فرو می افتی و فقط اوقات تلخش برای آدم می مونه


من معمولا از آدمها دلخور نمی شم و اونها رو همونجور گه هستند می پذیرم


می پذیرم ممکنه من آدم مناسبشون نبوده باشم

و تو این سن چرا باید خودسانسوری کنم  و راحت نباشم؟ وقتی مناسبت نیستم، خودم رو  تغییر نمی دم. مگه اینکه خیلی خاص و مهم باشی و زندگی بی تو نشه.

ادبیات م، شوخی هایم ، بامزه گی ها، بی مزگی هام، و غیره ام همین است.


ولی خط قرمزم توهین و فحش است.


و مثل همیشه توصیه می کنم‌همون اوایل دوستی یه دعوا بکنید تا یه سری از ابعاد طرف رو بشناسید

بگذارید باهاتون دعوا کنه و فحش بده تا با ادبیات و شخصیتش آشنا بشید. گاهی خیلی لازمه

مقایسه

خوب و بد مطلق ایده آل است و تو کتاب‌ها و توی فکر است



چیزی که در واقعیت وجود دارد همه اش نسبی است. یعنی نه خوبی وجود داره و نه بدی

فقط در مقایسه افراد باهم دیگه

و یا در مقایسه ماشین‌ها با هم دیگه

در مقایسه شهرها و ساحلها با همدیگه


می تونی بگی این بده یا اون خوبه


وقتی می گی این همکارم بده، باید مشخص باشه در مقایسه با کدوم همکارت یا کدوم همکار

وقتی می گی مدیرم بده

وقتی می گی همسرم بده


و کلا هروقت نسبت بد ، خوب، زیبا و زشت و غیره به اجسام و افراد می دی باید معلوم باشه نسبت به چی و کی داری مقایسه شون می کنی


و مثل همیشه باید از خودم شروع کنم

وقتی می گم همسرم بده، باید بدونم در مقایسه با کی می گم

شاید اصلا بهترش وجود نداشته باشه. درسته ویژگی هایی داره که من فکر می کنم بده، ولی بلید اول با بقیه مقایسه کنم. شاید حتی تمام زنان آیت سرزمین این عیب و یا عیب مشابه ش و یا هزار عیب دیگه رو دارن و .... 


لذا سعی می کنم از فردا دیگه فقط در مقایسه با دیگران حرف بزنم. 

مثلا فلانی در مقایسه با بقیه خیلی خوبه و یا خیلی بده


اصلا آدمها رو با ایده الها نسنجم . چون انسانها از فرهنگ منطقه شون می شن که قسمتی از فرهنگ کشور است و خیلی چیزهامون یکی است، فقط یکی نشون می ده و یکی نه



ساحل بوشهر ۳

امروز رفتم یه ساحل جدید تو بوشهر

راستش می خواستم برم دلوار و یه جایی به پارک ریشهی 

ولی چون دیر از خواب بیدار شدم، دیگه دیر بود و نرفتم

ساحل جدید قشنگ تر بود و شلوغ تر هم بود. ملت تو آب هم رفته بودند


کافه و اینها هم داشت

یه اسپرسو هم گرفتم . طعمش خوب بود. فروشنده خانم بود. فکر کنم خانوادگی بود.


ساحل پر بود از جوون‌ها و دخترها و پسرهایی که قدم می زدند.

مامورین پلیس هم  گاهی سر و کله شون پیدا می شد


راستی بخاطر تبلیغاتی و فیلمهای تلویزیون ، فکر می کردم اینجا پر از سیاه پوست و افراد سبزه باشه 

ولی نبود. همه سفید و یا جوگندمی . بی دردسر و بی حاشیه و دوست داشتنی

خرج کردن برای خود

من معمولا برای خودم سخت خرج می کنم. مگر موارد خاص

معمولا سعی می کنم برای خانواده و بخصوص بچه هایم پس انداز کنم یا خرج کنم


تو این سفر ولی می خوام کمی برای خودم خرج کنم


راستی سس های جنوبی رو تا تست نکردید رو غذا نریزید.


یهو یه پیتزا توی رو به چوخ می دن 


ناهار کباب کوبیده زدم و عالی بود



شاید باورتون نشه.  ولی وقت نمی کنم فیلم ببینم.

فیلم دانلود می کنم. ولی وقت نمیشه ببینم

ساحل بوشهر ۲

تا الان لب ساحل بودم. نمی دونم چند کیلومتر رفتم و چند کیلومتر برگشتم. چون مسیر رفت رو که پادکست گوش می دادم و بعد احمد زنگ زد و حرف زدیم.

با احمد هم کلاس بودیم. می خواد از تهران نماینده مجلس بشه. تایید صلاحیت شده و دنبال اینه که بره تو لیست جبهه پایداری


بهش نگفتم منم فعلا تایید صلاحیت شدم


رضا یکی دیگه از همکلاسی هامون هم تایید شده احتمالا و اون از شمال قراره کاندیدا بشه . اون روابط خوبی با سپاه داره و احتمالا رای بیاره



مواضع من و احمد متفاوت شده. البته خود احمد هم متفاوت شده. شاید می ترسید تلفن شنود شه


شایدم واقعا عوض شده


ولی خوب بلد بود کلی حرف بزنه و شعار بده. بدرد مجلس می خوره. به خودشم گفتم


می خواستم لب ساحل کفشهام رو در بیارم و پام رو تا آب تکون بدم. نشد.

هی تو فکر برگشت بودم. و گفتم پاهام خشک نمیشه برای کفش

احتمالا فردا اینکار رو بکنم.


کلا خوب بود.

با دخترم صحبت کردم ‌. امروز ایونت و نمایشگاه داشت

متاسفانه موفق نبود. دلداری اش دادم