اگه یادتون باشه چند وقت پیش رفتم دبی. از دبی سوغاتی خوب نیاوردم. یا بهتر بگم زیاد سوغاتی نیاوردم. اولا که گوشی نداشتم عکس بفرستم و خانمم تایید کنه
دوما گوشی نداشتم و همه اش درگیر حل کردن مشکل گوشی بودم
وقت درست و حسابی نداشتم
تیم همراه پایه نبود
قیمتها هم خیلی گرون بود
خلاصه اینکه سوغاتی درست نیاوردم و بسیار ملامت شدم و سرزنش شنیدم
لذا این دفعه که رفتم بوشهر سعی کردم جبران کنم و حداقل نفری دو تا سوغاتی بعلاوه کلی خوردنی بیارم که یه خورده بشوره و ببره و فکر کنم هم در این هدف موفق بودم
الان مد شده می گن اونیکه می خواد بره ، می ره
فکر کنم قبلا هم یه بار گفتم . این یه حرف مفته.
بله اونیکه می خواد بره، می ره ولی به یه دلیلی آمده بود
به یه دلیلی داره میره.
وقتی از تو ناامید شده و تو برای موندنش کاری نمی کنی، خوب چرا بمونه؟
نگذارید بره. اصلا معلوم نیست که بتونید حتی شبیهش رو هم پیدا کنید یا نه
اصلا معلوم نیست کسی اون بشه براتون یا نه
با مشکلاتی که شما دارید، بعیده آدم بهتری قبولشون کنه.
لذا به این شق قضیه هم فکر کنید که آدمی که بتونید باهاش راحت باشید، خیلی کم است. و لذا معلوم نیست دیگه پیداش کنید یا نه.
قدر داشته هاتون رو بدونید
هرچقدر شهر بوشهر ،جذاب و دیدنی است ولی یه خورده با مردمش به مشکل خوردم
مردم خوبی قاعدتا داره ولی برای من چند تا اتفاق عجیب افتاد که براتون می گم
۱ رفتم یه جا لباس بخرم. گفت ۲۹۰. گفتم تخفیف بده. گفت تعداد بخری ۱۹۰.
گفتم نه من یکی دوتا می خوام. ولی ۲۵۰. گفت نه همون ۳۰۰. گفتم بابا گفتی ۲۹۰. گفت نه. قیمت تکش ۳۲۰ است. من بهت می ۳۰۰
دوستم که همراهمون بود هم گفت که گفتی ۲۹۰ ولی زیربار نرفت
چون چشمم برای دخترم گرفته بودش، خریدمش
رفتم خرما خریدم. گفتن کیلو چند گفت ۶۰ تومن. کشید شد ۱۱۰ تومن. بعد گفت ۱۳۰. گفتم چرا؟ گفت بیست تومن پول ظرف
گفتم خوب تو ظرف رو هم کشیدی. گفت نه. ولی ظرفش جداست. از من اصرار و از اون انکار. ولی دیگه پول رو داده بودین ولذا بی خیال شدم ولی گفتم من تهران همیشه زیاد خرما می خرم. اینجوری حساب نمی کنند
رفتم سوار ماشین خطی شدم. برای مسیری که دوبرابرش را اسنپ گفت ۱۹ تومن. برای یه قسمت مستقیمش که عرفا باید ده تومن باشد، می گفت بیست تومن
یعنی مسیری که فقط باید سوار می شدم و پیاده.اینقدر کوتاه بود
کلا برخوردهای عجیب و غریب زیاد دیدم. دوسه تا کوچولو دیگه هم بود که حوصله توضیحش نیست
سفر بوشهر هم داره تموم میشه
زود گذشت . مثل همه سفرها
مثل سفر ما به کره زمین که دارم حرص تموم شدنش رو می خورم
توی سفر و هتل ، خیلی مهمه کی باشی و چه مقامی داشته باشی
ولی لب دریا و تو آب. فقط مهمه شنا بلدی یا نه. لباسی تنت نیست
خودتی و خودت و هیکلت که حاصل رفتار هاته
درسته یه چیزهایی ارثی است ولی رفتارها و خرده عادتهای ماهم در شکل هیکل ما خیلی مهم هستند
امروز ظهر رفتیم یه منطقه تو بوشهر به نام ریشهر
منطقه قدیمی، و بسیار زیبا. ارتفاع زیادی نسبت به دریا داشت و بسیار جالب و قشنگ. بود
بعد هم از یه آشنا خرما خریدیم
ناهار میگو دوپیازه و شام ساندویچ دریایی خوردیم
امروز سوغاتی هم خریدم