یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

کابوس صبحگاهی

دیشب قبل خواب دیدم گوشی ام شارژ نمیشه

دوتا شارژر آوردم. با هیچکدوم کار نکرد 

لذا خاموش کردمش جعبه گارانتی اش رو هم‌پیدا کردم و گذاشتم کنار که صبح بیام اداره و کارهاشون بکنم


صبح که پاشدم دیدم ساعت ۹ صبحه.‌بدو بدو آمدم اداره.

تو راه گقتن چه اشتباهی کردم آمدم اداره. بابد می رفتم دنبال گارانتی گوشی.  چون گوشی رو تازه خریدم و هم بیمه داره و هم گارانتی 


ولی ادرس گارانتی رو گوشی نبود. و فقط اسم سایت بود و من چیزی نداشتم



آمدم اداره. یه خانمی است که من همیشه گوشی ام رو با شارژر اون شارژ می کنم


گوشی ام رو در اوج نامیدی زدم به شارژرش 


شارژ شد

ظاهرا گوشی ام به شارژرش وابسته شده بود.


در هرصورت. فعلا گوشی دارم


ولی قبلش داشتم فکر می کردم که به حسابهای بانکی ام دسترسی ندارم

به هزاران شماره تلفن دسترسی ندارم 


کلا خیلی از دنیا جدا شده بودم. گفتم یعنی کسی تو کانال می گه چرا این صبح بخیر نگفت؟

نظرات 2 + ارسال نظر
کیمیا سه‌شنبه 23 آبان 1402 ساعت 18:47

نه نگفتیم واسمون مهم نبود کجا بودی

عیبی نداره. ولی برای من شما مهمی

سمیرا سه‌شنبه 23 آبان 1402 ساعت 13:19

بامزه تعریف کردین

ممنون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد