یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

پایان گریه و زاری

گریه و زاری در دوری نقطه عطف تمام شد.


عزاداری کردم و تمام شد.


نه خانی آمده و نه رفته


فاتحه مع الصلوات


می چسبیم به زندگی جدید و کون لق گذشته 


دیر رسیدن

من معمولا دیر می رسم

به بورس دیر رسیدم

به رمز ارز دیر رسیدم

به خرید خونه تو به جاهایی دیر رسیدم


به خیلی چیزها دیر رسیدم


پنج شنبه رفتم پیش دوستم برای وام گرفتن. گفت دیر رسیدی 


گفتم اره. من همیشه دیر می رسم.


به خانمهای خوشگل خواننده وبلاگم هم احتمالا دیر برسم

وبگردی

امیدوارم هیچوقت، هیچ آدمی واستون از "کاش زودتر میومدی تو زندگیم" به "کاش هیچوقت نمیشناختمت" تبدیل نشه...


وبگردی


خلاصه کنم.
اگر هنوز ازدواج نکرده‌اید و حتی با مردی رابطه‌ای جدی و عاطفی ندارید، قبل از هرکدام از اینها بپرسید درست کردن بادبادک یا فرفرهٔ کاغذی را بلد است یا نه.
نمیخوام قضیه را سانتی‌مانتال کنم اما مردی که درست کردن این دوتا را بلد باشد، یعنی کودکی قشنگی را پشت سر گذاشته و مردی که کودکی قشنگی را پشت سر گذاشته...
یک‌روزی خودتان متوجه تفاوت مردی که بلد است با دست‌هایش چیزی درست کند و کاغذی را لمس کند، با مردی که این‌کارها را بلد نیست می‌شوید.
از ما گفتن بود

تعهد

آدم سالم متعهد می شود و من در مدتی که با نقطه عطف بودم بهش متعهد بودم.


با هیچ کس وارد رابطه نشدم. ناز کسی رو نخریدم و به کسی توجه نکردم


لذا اینجوری نیست که مردها متعهد نشوند. ولی باید ادمش باشد


آدمی که آدم را متعهد کند