یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

انتخاب

یکی امروز بهم گفت اگه مجرد بودی باهات بودم


این جمله رو بارها شنیدم


و جواب همیشگی که گاهی می گم اینه :

من دوتا انتخاب دارم. جدا بشم و به عشق و حال مشغول بشم. چون کلی دختر و زن  هستند که وقتی مجرد باشی باهات خواهند بود

ولی زن و بچه فعلی ام به مشکل بخورند



یا همینطوری و در صورت امکان یواشکی به نیاز جنسی ام برسم

که خوب سخته



نقطه عطف بهم گفت به بچه هات حسودیم می شه که باباشون بخاطرشون از من و خیلی های دیگه گذشت

سی سالگی به بعد

به نظرم می اد زنها و دخترها تا سی سالگی دنبال عشق هستند.

بعد عاقل می شن و دیگه یا دنبال پول هستند یا شوهر.


یعنی مثلا دخترهای زیر سال راحت عاشق مردهای متاهل می شن. ( البته مردهای متاهل جوون و نه من )

بعد همین ها وقتی بالای سی می شن دیگه علاقه مند نمی شن ، مگه اینکه حرف پولدار باشه.  و یا فقط دنبال پسرهای مجرد می گردند تا ازدواج کنند و دیگه دنبال دوس پسر نیستند

غصه

قاعدتا یه مرد در چهل سالگی نباید بیاد بناله و باید عین کوه استوار باشه 

اما این ظاهر است


آدم گاهی واقعا حالش گرفته است. جالب تر اینکه اکثر اطرافیان هم همینطور هستند.  حال همه شون گرفته است. هرکسی یه جوری

و ما هم نسبت به هم بی توجه هستیم

انگار نه انگار

مهسا امینی

مهسا امینی یه دختر کرد بود که امد تهران و دم مترو حقانی به جرم بدحجابی دستگیر شد و به وزرا منتقل شد.

اونجا از هوش رفت.

بعدش با آمبولانس  از وزرا رفت بیمارستان کسری و بعدش فوت شد.

اینوری ها معتقد بودند که پلیس زده تو سر مهسا و ضربه مغزی شده.

تو عکسهایی هم که ازش منتشر شد، خونریزی گوش دیده می شد.


اونوری ها می گفتند خود بخود مرده و استرس پیدا کرده و از قبل مریض بوده و غیره. 

مردم  که به سیستم اعتماد نداشتند،  این اتفاق براشون یه جرقه بود.

ریختند تو خیابون. 

اونوری ها گفتند اینها مردم نیستند و منافقین هستند. 


نت داخلی وصله و نت خارجی و همه اپلیکیشنها قطعه.


خدا آخر و عاقبتمون رو بخیر کنه.

ولی هر دفعه حجم و شدت و عمق خشونت ها در حال افزایش است.

ماهم فقط نگاه


خدا کمک کنه

بغض

چند روزی و یا چند ماهی است که بغض گلویم را گرفته است. 


از هر طرف که می رم غم و غصه می اد سراغم

جای خالی نقطه عطف هم که اذیتم می کند


غمگینم.‌خیلی غمگینم


و تا حرف می زنم گریه ام می گیرد


نتایج کنکور امد و انتخاب رشته اشتباه پسرم هم غمی بود روی غمها


البته هنوز زیبایی زیاده