کاش یه اتاق تو اداره می گذاشتند ، کارت می زدیم. بعد می رفتیم توش می خوابیدیم. مرخصی حساب می شد.
شارژ شارژ می دیم برای بقیه روز
کاش یه چیزی بود، می خوردم و کمتر می خوابیدم
خوابم می پرید. آخرش سیگاری می شم
اونم ازین سیگار الکتریکی ها
مدتهاست که برگهای خشک کنار خیابون توجهم رو جلب کرده. در حالیکه بهار است یا تابستان، کلی برگ خشک شده وجود دارد
از نظر من معقول نبود ولی دوستان می گن بخاطر بی آبی است و طبیعی است.
نمی دونم
زن دوم داشتن خیلی سخته. چون تو باید دو تا زن رو از خودت راضی نگه داری. راضی نگه داشتن دوتا مرد به نظرم زیاد سخت نیست. چون مردها خیلی شفاف و شسته رفته هستند و بعد از یه مدت قاطی نمی کنند و رو مخت نمی رند. مردها دلشون نمی گیره. نمی خواد ببریشون بیرون و نیاز چندانی به محبت و توجه ندارند. ولی زنها رو خودتون می شناسید. تازه زنها به حسودی می افتند و .... .
تازه برای زنها هزینه هم باید بکنی.اونم تو این شرایط اقتصادی کشور
به دلیل سوتی هایی که دادم و در راستای اعتماد سازی و جلب اعتماد همسر، رمز گوشی من باز است و ایشون حق دارند به همه جای گوشی من سرک بکشند و البته هم این کار رو می کنه.
دیشب گوشی رو آورده می گه این مریم کیه برات تو اینستا کلیپ فرستاده
چون نت قطع بود، عکس مریم معلوم نبود. مثل همیشه گفتم نمی دونم . ولی یه مریمی هست که تا بهش یه سلاممی کنم شروع می کنه به کلیپ فرستادن و ازین کارها. تو دلم گفتم حتما اونه. ولی گفتم نمی دونم و خوابیدم.
گفتم نهایتا خانمم بلاکش می کنه. خسته بودم.
صبح که گوشی رو برداشتم، گفتم چک کنم ببینم کیو می گه و اون مریم چی شد؟ من همیشه ردپا ها رو پاک می کنم. تعجب کردم چرا پاک نکرده بودم.
نت رو وصل کردم دیدم خودم هستم. توضیحش اینکه من چندتا اکانت دارم. یکیش اسمش مریم است. از تو اون اکانت یه پستی رو فرستاده بودم برای این اکانت تا با این اکانت بفرستم تو گروه خانوادگی