رابطه من با زنم درست نمی شود. یه مقدار زیاد ش تقصیر گذشته من است و سوتی هایی که دادم. یه مقدار زیاد ش همتقصیر اوست که سرد است و علاقه ای به رابطه ندارد. یه مقدار زیادش به علاقه من به حرف زدن با خانمها مربوطه
البته این روزها خیلی خودم رو کنترل می کنم و به هیشکی نخ نمی دم. حتی دو سه باری که لازم شده با خانمها برای امر آموزش بدم دفتر و تنها باشیم هیچ رفتار جنسیتی نشان ندادم و البته یه خوبی اش هم این است که تو آب نمک می مانند برای بعد.
وقتی رو یکی زوم می کنم چنان عاشق می شه که از کوالا هم بدتر می چسبه. لذا دیگه رو هیشکی زومنمی کنم. البته یه گاوی همهست که استثناست.
در این موردها حرف زیاده ولی فعلا حوصله اش نیست
آدم گاهی می شه دنیای یه نفر
همه دنیای اون یه نفر
بدون اینکه بخواد و یا از پس مسولیتش بر بیاد
و در این زمان آدم زجر می کشه
یه جاهایی است ه بین دوست دخترت و زنت باید انتخاب کنی.
خوب عاقلانه این است که زنت رو انتخاب کنی.
ولی عموما دوست دخترت بهتره
مشکلی که هست اینه که بی دوست دختر بسر نمی شود
آدامس تو دهنم بود. مثل خیلی از مواقع.
یهو یه خمیازه کشیدمو پرید تو گلوم
دوتا سرفه کردم، در آمد. ولی یه لحظه مرگرو حس کردم
هنوز جاش تو گلوم درد می کنه
به همین سادگی