کارمندی خیلی بده.
یه دراند بیشتر نداری اونم سر ماه به سرماه
باید یه کاری پیدا کنم که هی تو ماه هم یه پولی بیاد به حسابم
پیشنهاد بدرد بخور ندارید؟
تصمیم دارم عرضه اولیه هتی بورس رو دوباره بخرن
هم برای خودم و هم برای دخترم
پس اندازی براش باشه. شاید وقتی بزرگ شد مبلغ قابل قبولی باشه
شاید برای بقیه هم ازین کارها کردم
امروز قرار بود برم دفتر خدمات قضایی و یه درخواست استرداد درخواست بدم
قبلش خانمم گفت منو ببر تا جایی. می تونستم براش اسنپ بگیرم ولی گفتم خودم ببرمش . بهتره. شاید یه خورده حرف زدیم
ولی بعد که رسوندمش پنجر شد موتورم
اون منطقه موتور سازی زیاد بود. ولی همه گفتند فقط تیوپ تعویض می کنیم آخرش سیصد دادم و تیوپ رو تعویض کردم.
ولی دیگه ساعت ۱۲ شده بود و به دفتر قضایی نرسیدم
نفهمیدم حکمت این پنجر شدن چی بود؟
چرا نباید این درخواست رو امروز می دادم؟
با توجه به اینکه خدا در زمان افرینشم در من از روح خودش دمیده، لذا شباهتهایی باهم داریم که همه شون یادم نیست:
۱. رحمان و رحیم هستم. یعتی یه رحمت عام دارم و یه رحمت خاص . کلا آدم مهربونی هستم
۲. مانند خدا تنهام و مانندی هم ندارم
مانند خدا سعی می کنم با دوست و دشمنم خوب باشم و بزرگوار باشم.
از دبی که برگشتم رییسم صدام کرد و گفت به اون شرکتی که تو رو برده بود دبی،یکی از شرکت زنگ زده و گفته چرا اینو بردید،؟این ربطی نداشت و آدم بی ربطی است و فلان و بیسار.
بعد رییسم گفت که آمارش رو درآورده و اون آدم حامد بوده. گفت حواست به حامد باشه و دوستات رو بشناس.
ولی من اصلا بروی خودم و حامد نیاوردم. راستشو بگم می دونستم حامد و علی و بقیه یحتمل حسودی می کنند و پشتم حرف در می آرند. ولی بزرگوارانه پذیرفتم و بهشون حق دادم.
بندگان خدا رو درک می کنم
۳ بقیه اش رو هر وقت یادم اند اضافه می کنم