یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

شاخص

عموما گفته می شود تا چیزی را نتوانیم اندازه بگیریم،نمی توانیم آنرا مدیریت کنیم و معمولا برای اندازه گیری شرایط از شاخص ها استفاده می کنند.

مثلا معدل یه شاخص است. رتبه کنکور یه شاخص است.

قدرت موتور و یا مصرف بنزین در صد کیلومتر یک شاخص است.


برای فهم شرایط جامعه‌  بهتر است شاخص داشته باشیم. و بصورت کلی نگیم شرایط بهتر شده است یا بدتر. چون حتی گاهی حال بصورت موقت خیلی خوب می شود ولی شاخص ها نشان از وضع بد می دهد. و لذا بعد که حال خوب رفت می فهمیم چقدر اوضاع بدتر است.

مثلا یه رئیس جمهور پوپولیست می آید و مردم رو امیدوار می کند و آمار الکی می دهد. ولی شاخص ها است که نشان می دهد اوضاع چگونه است.



حالا هرکسی یه شاخصی برایش مهم است. مثلا یکی می گوید شاخص پر شدن مساجد و افزایش تعداد نمازگزاران براش مهم است

یکی شاخص تعداد مهاجران و نخبه های مهاجر و علاقه مندی به مهاجرت

یه شاخص دیگه می تونه سرمایه خارج شده و یا سرمایه وارد شده باشه

میزان پرونده های قوه قضائیه یا میران فساد و رشوه و یا چیزهای شبیه به این هم شاخص است

میزان تولید ناخالص ملی، سرانه درآمد، قیمت دلار و برابری آن نسبت به ریال

شاخص فرزنداوری،سن ازدواج ،آمار طلاق و ... هم هست


شاخص شادی و یا فلاکت و ...


کلا شاخص زیاده.  البته بعضی شاخص به تنهایی نباید بررسی شود،مثلا شاخص تولید ناخالص ملی که بعد تقسیم بر جمعیت میشه و تبدیل به سرانه می شود،در صورتیکه عدالت و شاخص شکاف برابری درست نباشد،نشان از حال خوب جامعه نمی دهد.



البته تعداد موشک‌ها و پهپادها و اینها هم برای بعضی ها شاخص است ولی به نظرم ربطی به حال خوب مردم ندارد. حتی به امنیت هم ربطی ندارد


چون خیلی جاها که تعداد موشکهاشون از ما بیشتره امنیت ندارند و ممکنه اصلا موشک نداشته باشه ولی امنیت داشته باشه.


مثلا دبی امنیت بسیار بالایی داره ولی موشک نداره.


حالا شما خودت شاخص هاتو انتخاب کن و هر از گاهی بررسی کن ببین اوضاع اونجوری که دوست داری هست یا نه.


از نظر منکه اوضاع خیلی خرابه

ول کردن

بعضی ها یه طوری منو ول می کنند و دیگه بهم پیام نمی دن و یا فراموشم می کنند که فکم می افته


به نظر خودم آدم مهربون و بدرد بخوری هستم،ولی بعضی چنان راحت می زارم کنار که حس می کنم اصلا خاص نیستم و مثل من آدم زیاده و کلی آدم با محبت ریخته تو این شهر که من به چشم نمی ام. البته شایدم بی لیاقت هستند.



فبلم غریب

فیلم غریب رو دیدم

دوست داشتم فیلم زندگی شهید بروجردی رو ببینم


آدم حسابی بود و خدابیامرزدش

۶۵ تومن برای دیدن فیلمش از طریق فیلمو هزینه کردم


من فیلم قاچاق نمی بینم

حسرت ساده

من آدم خواب الو ای هستم

باید روزی ۷ تا ۸ ساعت رو بخوابم. فوقش ۶ ولی دیگه کمتر نمیشه.


لذا دیشب که تصمیم گرفتیم شبانه بیاییم تا صبح تهران باشیم، می دونستن که کل جاده را خواب الو خواهم بود و بودم.


ولی نصفه شب که جلو یه پمپ بنزین وایسادم و بنزین زدم و رفتم نماز صبحم رو خوندم،  حسرت خوردم

چرا چون در نماز خونه رو باز کردم و دیدم یه بخاری روشنه و کنارش یه کار گری خوابیده. بعد گفتم خوشبحال ش.

کاش من جاش بودم. بعد به حسرت خودم خندیدم


داستان رانندگی دیشب ماهم بامزه بود ولی درهرصورت زنده رسیدیم


عجیب اینکه یه قهوه تو پمپ بنزین خوردم و انگار آرام بخش خوردم. مجبور شدم نیم ساعت بعد بزنم بغل و یه چرت بخوابم.

شمال

جاتون خالی آمده ایم شمال. لب ساحل


ولی خوش نمی گذرد. نمی دونم چرا