گاهی شبها با دحترم حرف می زنم وازش چیز یاد می گیرم
حرفهای قشنگی می زنه
و اشکالاتم رو خوب به روم می اره
ضمنا موجب می شه بیشتر حرف بزنم
این دختر حیفه گیر یه شوهر الدنگ بی شعور بیفته
بزرگی می گفت در گذشته زنهای یه ده همه شبیه هم بودند
داستانهایی که بلد بودند،عقایدشون و دغدغه هاشون
همه شبیه هم بود
احتمالا مردهای ده هم همینطور بوده اند.
لذا موقع انتخاب زن خیلی جزئیات مهم نبود. از روی خانواده و پدر و مادر غیره انتخاب می کردند.
دخترها با مادرشون بزرگ می شدند. پس از روی مادرشون انتخاب می کردند.
ولی امروزه اصلا اینجور نیست.
دخترهای یه خانواده هم شبیه هم هستند چه برسه به محله و شهر.
لذا اونیکه فکر کنه دخترها همه مثل هم هستند و رابطه باهاشون مثل همه، خیلی بی تجربه است. حتی اگه بعنوان یه وسیله ارضا هم نگاه کنی،شبیه هم نیستند.
مردها هم همینطور
خوب که دقیق می شم می بینم اکثر پیشرفتهای من زمانی بوده است که با کسی نبوده ام.
دوستی های جدی انگار جلو پیشرفت آدم رو می گیرند
با توجه به پست قبل و انواع رابطه ها
فعلا به نظر می رسه شرایط هیچ رابطه ای جز رابطه پارتنری رو ندارم
وهیچ خانمی رو هم ندیدم رابطه پارتنری براش جذاب باشه.
ترجیحشون یه آقای مجرد است.
لذا فعلا شرایط همین است.
یکی از دلایل پیشرفت هر مردی ، زنی است که براش غذا پخته
زنی که لباساش رو شسته و بقیه کارهاشون کرده.
این از پست قبل جا مونده بود.
و اما متن جدید:
ما سه چهار نوع رابطه داریم:
رابطه ازدواح که در موردش چیزی نمی گم
رابطه پارتنری : که توش فقط برای س ک س هستیم و نیاز جنسی دو طرف برطرف نی شود.
رابطه دوست پسر دختری : که توش باهم می رن بیرون و سفر و تفریح و رابطه جنسی . یعنی به نوعی رابطه شبیه زن و شوهری است و فقط زیر یه سقف نیستند. ممکنه خرج زن را مرد بدهد و ممکن هم هست که ندهد.
رابطه دوست اجتماعی که توش تفریح و بیرون و اینها هست ولی رابطه جنسی نیست.
به نظرم خیلی خوبه که دوطرف سر اینکه چه نوع رابطه ای دوست دارند باهم داشته باشند به تفاهم برسند و یا رسیده باشن و یا حداقل از عقاید و علایق و اهداف هم باخبر باشند