گاهی مشکل خیلی کوچک و ساده است. قدردانی.
وقتی از ادم به اندازه کافی قدردانی نمی شود، آدم دلخور می شود
وقتی با پرخاش با آدم صحبت و برخورد می شود، آدم بیشتر دلخور می شه.
بعد وقتی از ادم توقع هم دارند، باز آدم بیشتر ناراحت می شه.
همین
به نظرم ما شناختی از زنهای قدبم نداریم. چون آنها رسانه نداشتند
تمام منبرها دست مردها بود و مردها می گفتند که خانم ها تنوع رو دوست ندارند.
مردهای پای منبر هم که دوست داشتند این جمله را باور کنند،باور می کردند.
زنهای پای منبر هم احتمالا می گفتند پس حتما فقط من تنوع طلبم.
وقتی وبلاگ و روزنامه و شبکه اجتماعی و غیره نبوده، هیچ زنی نمی تونسته یواشکی بنویسه و آشکار هم که جرات نمی کردند و خودسانسوری می شد.
لذا من واقعا نمی دونم زنهای قدیم چه شکلی بودند.و لذا قابل مقایسه نیستند.
ولی زنهای جدید که ظاهرا اکثر تنوع طلب هستند. دقیقا مثل مردها
به نظر خودم، من تنوع طلب نیستم. لذا به فکر تعویض موتور و هزار تا چیز دیگه ام نیستم
چیزی دلم رو نمی زنه. فقط ناکارآمدی دلم رو می زنه.
والا بسیار وفادار و با معرفت هستم.
از طرفی روزمرگی و انجام کارهای تکراری ، دلمو می زنه و دوست دارم هر روز نوآوری و خلاقیت و هیجان وجود داشته باشه تو زندگی ام.
لذا نتیجه نگرفتم که آدم تنوع طلبی نیستم. ولی از روزمرگی هم خوشم نمی آد.
خانمم با دوستانش رفت سفر. و قراره چند روز من مغازه و خانه و غیره رو مدیریت کنم.
ببینیم چی میشه
امروز رفتم پلیس فتا پیگیری کارهام. اوضاع کلانتری و نیرو انتظامی خرابه ولی باز از دادگاه ها بهتره
امروز امتحان داشتم. حدودا آخرین امتحانات است. انشالله بعدش اگه دوباره درس بخونم،برای دکترا خواهد بود و انشالله در خارج
حدود نیم ساعت قبل از امتحان متوجه شدم که جزوه رو اشتباه خوندم
خلاصه اینکه امیدوارم نیفتم