آقای شعبانعلی رو اسمش را خیلی وقته شنیدم
ولی جدیدا برام جذاب شده بیشتر با نوشته هاش آشنا بشم و سبک زندگی اش
جالبه برام
کتاب مغازه خودکشی رو هم خواندم. جالب بود
البته پایانش بد بود
هنوز درگیر مغازه ام و دارم درستش می کنم
از پولدار شدن فقط دردسرش برام مونده
شاید بیشتر نوشتم
تلاش می کنم بیشتر بنویسم
امسال پستی در مورد عاشورا نداشتم
دیگر همه چیز را می دانیم
حدودا در حکومت ظلم در حال تحمل همه چیز هستیم و بر حسین عزاداری کردن خنده داره
بقول معروف اگه فلسفه عاشورا را می دانستیم قیاممی کردیم نه عزاداری
برخورد با دختران بی حجاب اسلامی نیست
برخورد با مخالفین اسلامی نیست
هزار تا چیز دیگه هم اسلامی نیست ولی ما داریمتحمل می کنیم
پس عزاداری مون مسخره نیست. امام حسین نیازی به عزاداری ما نداره
بهتره خودمان را دلخوش نکنیم
بالاخره پسرم کنکور داد و با توجه به اینکه اصلا درس نخوندن و هرچی نصیحت ش کردم بی فایده بود، نتیجه مطلوب بدست نیومد و رتبه اش حدود ۴۰۰۰ شد.
لذا حالا افتادم به انتخاب رشته و دارم تلاش می کنم بهترین انتخاب رشته ای که می تونم براش بکنم
دخترم امروز بهم زنگ زده که بیا فلان جا دنبالم. پریود شدم و اصلا حالم خوب نیست.
رفتم و آوردمش خونه.
سر اینکه باید در این خصوص بامن راحت باشه یا نه، با مامانش اختلاف داره
ولی به نظر من اشکالی نداره
سن که می ره بالا کم کم همه چی عوض میشه
علایق هم حتی عوض میشه
تک تک دوستات رو از دست می دی. و همه شون می رن دنبال زندگی شون
و تنهای تنها میشی