یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

منطق دوست داشتن

دوتا منطق کلی تو زندگی وجود دارد. 

منطق عقل

منطق دوست داشتن



اول عقل‌ .  وقتی یه اتفاقی می افتد و یا می خواهیم یک تصمیمی  بگیریم، می شینیم دو دو تا چهار تا می کنیم. مزیت ها و معایب را بررسی می کنیم و در نهایت تصمیم می گیریم. 

منطق عقل را اکثرا می شناسیم و وقتی عقلانی تصمیم می گیریم ، مشخص است. خودمون هم می دونیم.  البته ممکن است اشتباه کنیم ولی باز عقلانی تصمیم گرفته ایم.

یعنی وقتی ازمون  بپرسند چرا این تصمیم رو گرفتی، دلایل رو به راحتی می گیم و منطقش را مشخص می کنیم.


منطق دوم منطق  دوست داشتن است. می گن چرا اینکار رو کردی؟ می گی  دوست داشتم.  یا دوست دارم اینکار رو بکنم‌ 

دوست داشتن هم منطقی است برای خودش. خیلی کارهای اشتباه رو میشه براحتی برای کسی که دوستش داری انجام بدی. بخاطر کاری که دوست داری انجام بدی و غیره ...


در رابطه با انسانها ما عموما ان ها رو دوست نداریم .  لذا وقتی می خواهیم یه کاری براشون بکنیم  سریع می ریم سراغ منطق عقل و دو دوتا چهار تا می کنیم 

اگه ما بقیه رو دوست داشته باشیم مهربان تر هستیم . ‌مطمئنم 



پی نوشت :منطق رودروایسی و خجالت و تبعیت از جمع و اینها هم هست که زیاد مهم نیست. منطق تقلید هم قدرتمند و موثر است.

اولین فیلم زبون اصلی

دیشب فیلم سورس کد رو دانلود کردم و دیدم.

اول فیلم دوبله دانلود شد. دوباره انگلیسی دانلود کردم و با زیرنویس انگلیسی دیدم

گاهی هم لازم شد هی زیرنویس رو نگه دارم و روز تمرکز کنم


اولین فیلم زبون اصلی من بود. و دیگه اینجوری فیلم دیدن  شروع شد 


مهاجرت

وقتی می خو ای بری و دل کندی، دیگه خیلی  چیزها بی ارزش می شه  


دعوا ها بی ارزش میشه و خنده دار. می بینی بچه دارند سر پست و اتاق حرص می زنند، ولی تو انگیزه ای  نداری. می گی منکه نمی خوام‌بمونم. پس دعوا سرچی؟ می گی بزار این چند روز هم بگذره.  سخت و آسون ش مهم نیست. ‌دنیای بهتری منتظر من است.


اینجاست که حال عارفان رو آدم درک می کنه. چطور به همه دنیا بی اعتنا هستند و چرا دنیا در چشمشان ارزشی ندارد.


چون اونها واقعا خود را مهاجر می دادند و ما خود را مقیم



سالگرد ازدواج

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

تکرار

آیا دنیا پر است از آدمهای شبیه هم؟ یا اینکه هرکسی یکبار تکرار می شود؟


نمی دانم