یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

باشگاه

این روزها باشگاه تنها تفریح من است


البته کار هم تفریح است ولی خوب باشگاه هم هست


سرکار زیاد حس خوبی ندارم. باشگاه بهترم

تغییر

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

تفریح

انسان نیاز به تفریح داره.


تفریح شما الان چیه؟


این تفریح به نظرم خیلی مهمه. ‌که اکثرا همه ازش محرومیم

و اما عشق

من چیزی شبیه عشق را تجربه کرده ام 

افزایش تپش قلب را با آمدن اسمش تجربه کرده ام

دوست داشتنش را با همه اینکه می دانستم بد و نامرد است را تجربه کرده ام

دوست داشتنش را همزمان با همه بی مهری هایش تجربه کرده ام.


مادرم برایم خیلی عزیز است. ‌ولی وقتی مادرم کاری کرد که او ناراحت شد خشمگین شدنم از دست مادرم را تجربه کردم. ( در مقابل نامردی ها و جفاهای کارهای مامانم با خانمم اینقدر ناراحت نشدم.)

محبتهای بی چشم داشت

همیشه وقت داشتن برایش

دوست داشتن خواننده ای که او دوست داشت

و مشابهات را  تجربه کردم.


ولی زندگی بی او هم جریان دارد. 

شاید هم چون زندگی نمی کنم نمی فهمم.  شاید زندگی خیلی وقت پیش تمام شده است و من بی خبرم



دنبال عشق رفتن شجاعت می خواهد. کار منو خیلی های دیگر نیست

ادامه دوست داشتن

نشد کامل بنویسم. الان هم واقعا سرم شلوغه 

ولی اینم بگم که دوست داشتن و عشق و همه اینها دائمی و تا ابد نیست.

گاهی با وصال به فنا می ره.‌گاهی نمی ره. گاهی پر رنگ میشه. گاهی کمرنگ میشه و همه چیزهای دیگه



مهم اینه که ادم‌تنهایی رو  بلد باشه

خودشو دوست داشته باشه 


و بتونه با خودش کنار بیاد و بقیه رو درک کنه و بفهمه دوست داشتم زوری نیست. همچنین بفهمه خودشم عیب و ایراد داره