یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

یک مرد بلاتکلیف

در اینجا یک مرد خاکستری از زندگی روزمره و افکارش می گه. اگه تو وبلاگتون نظر دادم ممنون میشم اینجا جواب بدید یا یه نظر بدید تا برگردم به وبلاگتون. والا یادم می ره کجا نظر دادم

خاطرخواه هایم

این روزها میشه گفت چند تا خاطر خواه دارم.‌البته شایدم جو گیرم و فکر می کنم خاطر خواه دارم.( یکی قمی. یکی نقطه عطف. یکی همکار مرکز تماس.  شاید باز هم باشند (

جالب ترینش این خانم همکار است که داره سعی می کنه ریز ریز صمیمی بشه. 

ولی  از عواقبش می ترسم. 

فعلا هم نمی خوام با کسی وارد رابطه جدی بشم. شاید یه لاس خوشگه بزنم، ولی دوستی نه.


زلزله و تنها ها

دو سه شب پیش تهران زلزله امد.  شدید نبود. ولی ترسیدیم

ملت ریختند تو خیابون

من پیش خانواده بودم. پاشدم پسرم رو صدا کنم که زلزله تموم شد. ولی دلم بحال زنها و دخترهای تنها سوخت. کسی رو نداشتند بهشون آرامش بده

بغلشون کنه و بگه نترسید

یه همکار سابق  داشتم که تنها زندگی می کنه بهش  پیام دادم. ‌کاملا معلوم بود  استرس داره و نیاز به همدلی داشت. کاش می شد می بینم بغلش می کردم تا آروم شه

مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم

 و فردا چطور؟ 

جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته‌ام. 

کد های دخترا :  

هوم = عصبیه

 خوبم = قطعا خوب نیست 

بگذریم = اتفاقا نگذریم کامل برام توضیح بده

 آهان اوکی = اصلا اوکی نیست 

اوکی ببخشید = ۱% هم‌ پشیمون نیستم 

اشکال نداره = خیلیم اشکال داره و گند زدی!

بسیار با اهمیت

یک چیزهایی هست که شما هیچ وقت نخواهید فهمید. چیزهای به ظاهر کم اهمیتی مثلِ اینکه چه کسی، در کدام تاریخ، توی تونلِ شماره چندِ کدام جاده با گوش دادن به چه موسیقی ای یادتان کرده است