امروز تو اداره کار داشتم. لذا نمازم به آخر وقت موکول شد و چون نماز خانه بسته می شود، تصمیم گرفتمگوشه سالن اداره ، همونجا که کار می کنیم نماز بخوانم. سجاده و جانماز هم داشتم. لذا پهن کردم و مشغول نماز شدم
چند لحظه بعد یکی از همکاران که به نظر می رسد شبیه اکثریت همکاران به نماز اعتقادی ندارد، خواست عبور کند، و ظاهرا سجاده من مزاحم بود و یا احساس کرد، ممکنه من اذیت بشم.لذا صبر کرد تا من نمازم رو بخونم و بعد رد شد
حالا فرض کنیم یک بساط مشروب خوری و یا هرکار دیگری که دینداران به آن اعتقادی ندارند، گوشه ای از سالن در محل عبور و مرور برپا می شد و مخل حرکت بود. به نظرتون نحوه برخورد،چگونه بود؟
راستی کی باید با شعور تر باشه؟
بعضی وقتها با خانمها که در مورد شوهرشون صحبت می کنم، می بینم چقدر شبیه شوهرشون هستم و یا شوهرشون شبیه منه
یا گاهی خانمها که در مورد شوهرانشون مطلب می نویسند همینطور
همچنین گاهی که خانمم در موردم صحبت می کنه ، می بینم چقدر منو شبیه مردای بد بیرون می بینه
و گاهی بعضی ها اونقدر ازم تعریف می کنند که من می مونم بالاخره خوبم یا بدم
شاید خوبم در جای بدی. یا بدم در جای خوبی
مثلا یه خانمی که دوست اجتماعی قدیمی است، می گفت من همیشه دوست داشتم زن تو بودم
شایدم از دور قشنگم و از نزدیک زشت
امروز با یکی از دوستان در مورد علت تجرد ده شصتی ها صحبت می کردیم.
نظر من این بود که بعلت آموزشهای تلویزیون و فضای رسانه و باورهای جامعه دخترهای اون دهه یاد گرفتند که مغرور باشند
مرموز و سکرت باشند
سعی کنند مستقل باشند
دنبال علم باشند
و به پسرها رو ندن
ولی نسلهای بعدی برعکس بودند
لذا نسل ۷۰ و ۸۰ سریع زدن تو دلبری و دل ربایی و ازین حرفها و زدن تو گوش هر پسر و مردی که هست و چیزی واسه دهه ۶۰ نموند
مثلا شما پروفایل دهه ۶۰ رو ببین همه گل و بلبل و جملاتی از خدا و سهراب سپهری و غیره
پروفایل دختر دهه ۸۰ . عکس خود دختره به ۶۰ مدل
از دختر دهه ۶۰ عکس بخواهی ،اونکه نمی ده.بعدشم باید عذرخواهی کنی
دهه ۸۰ اصلا خوشش می اد ازش عکس بخواهی و خودش داوطلبانه می فرسته
همین فرمون رو بگیر و برو جلو