شناخت من از خدا اشتباه بود و احتمالا هست
چون من هنوز نمی دونم کی می تونم رو کمکش حساب کنم و کی نمی تونم
کی به فریادم می رسه و کی نمی رسه
اگه به فریادم نرسه ؟ آیا به نفعم است یا خدا بی خیالم شده؟
و یقین بهترین چیزه
اینکه به خدا مطمئن باشی و آرامش داشته باشی
شاید خدا دوست داره صبر کردن ما رو ببینه
شاید دوست داره ببینه چقدر بهش توکل داریم؟
کی صدامون در می اد؟
شایدم خدا اصلا از جنس ما نیست و این چیزها براش مهم نیست.
ما براش بی اهمیتیم. وایساده ببینه کدوممون می تونم گلیممون رو از آب بکشیم بیرون
و از این جنگل حیوانات سالم در بیاییم
و همه اینها ممکنه
واقعا از چی بگم و بنویسم؟
نه عشقی هست
نه پیشرفتی
نه برنامه ای
نه رشد و تعالی ای
همه چیزمون شده پول، پول و پول
و بعدشم تفریح و یا باز پول
عروسی پسر باجناقم نزدیکه
کمر من داره بخاطر هزینه ها می شکنه
امروزه دختران و پسران مجرد زیادی در جامعه وجود دارند. آیا تجرد خوب است یا تاهل؟
خوب متاهلها می گن مجردی خوبه و بلعکس
ولی من به این کاری ندارم. مسئله تغییری است که ایجاد شده است.
به نظر من یه دلیلش ( چون قطعا دلایل زیادی وجود داره )
افزایش توقع ملت بخاطر شبکه های اجتماعی است. کنارش مشکل بعدی متوقع بودن ما است.
ما اکثرا شبیه مسئولین مون هستیم
حرف و شعار ، هزار هزار. عمل صفر.
دنیای آرمانی برای خودمان و دیگران ترسیم می کنیم. ولی در عمل هیچ.
از دیگران هزار هزار توقع داریم ولی خودمان در عمل هیچی نیستیم و اینگونه به چوخ می رویم و به سرانجام نمی رسیم
حال روحی ام اصلا خوب نیست
آدم تو این مملکت خیلی بی دفاع و بی کس است
یک اشغالی پولم رو به علت اعتماد بیجا خورده و دارم بزوررتلاش می کنم پولم رو بگیرم و نمیشه. قانون ازم حمایت نمی کنه. اوضاع از این نظر خیلی بده
خانمم هم همه اش غر می زنه و از بی پولی اش می ناله. راست هم می گه. شغلش پول خور است. و به امید یه نفر امد تو اینکار که خیلی زود باهم دعواشون شد.
منهم دارمتلاشم رو برای جذب سرمایه می کنم ولی خودم هنوز سر خرید مغازه بدهکارم.
تا اینها مهم نیست. هر کسی مشکلات خودش رو داره و جنس مشکلات هرکسی یهجوریه. و اصلا از ظاهر زندگی کسی نمی شه فهمید حالش چطوره.
و اما وقتی حالت بده و می بینه با حال خوب دارن می گن و می خندن، حسودیت می شه و یا حالت بهتر می شه.