وقتی دبستانی یا راهنمایی بودیم یه داستانی بود که ابوریحان بیرونی مریض بود و داشت فوت می کرد. دوستش امد بالا سرش و ابوریحان پاسخ فلان مسئله راپرسید .
دوستش گفت الان دم مرگ پاسخ این سوال به چه دردت می خورد؟
ابوریحان گفت بدانم و بمیرم یا جاهل از دنیا برم؟
جمله بالا یکی از سرمشق های زندگی من بوده و سعی کرده ام همواره بدانم.
ولی الان فکر می کنم شاید اشتباه باشد و آدم بعضی چیزها را نداند هم بهتر است.
اصلا چرا برای دانستن زیاد تلاش کنیم؟
آیا حرص علم مثل حرص پول نیست؟ وقتی فایده ای ندارد؟
ضمنا دانستن خیلی از اخبار هم موجب آرامش فکر می شود.
مثلا ندانیم چند نفر و چه کسانی هر روز می میرند یا کشته می شوند و یا در اعتراضات انقلاب فرهنگی هم یه عده کشته شدند که هیچ اسمی ازشون نیست.
مثلا روزانه چند نفر بر اثر آلودگی هوا می میرند؟ مقصرش کیست؟ و ...
و هزار تا چیز دیگه
ادمگاهی نداند راحت تر و خوش تر زندگی می کنه
فرهنگ درهم و برهم ما پر از تناقض است.چون نه متولی درستی دارد و نه شرایط درستی
ملغمه ای شده از تفکرات و ادیان و ایدئولوژی های مختلف
مثلا کباب دوست داریم ولی از سربریدن گوسفند ناراحت می شویم و می گوییم لطفا گوسفندها را نکشید.
مثلا در ازدواج دوست داریم مهریه و نفقه باشد ولی مرد حق هیچگونه تصمیم گیری در خصوص کار و تحصیل و خروج از کشور و حجاب و غیره نداشته باشد.
عوضش زن حق همه گونه تصمیم گیری داشته باشد و اصلا مرد دیگر به مادرش توجه هم نکند.
در بقیه چیزها هم دقت که بکنیم، تعارض و تناقض زیاد داره.
فقط باید عمیق بشیم و تفکر کنیم.
آرزو های نزیسته تون چیه؟
توی روانشناسی یونگ که تازه دارم می خونم به نظر می رسه آرزوی نزیسته و یا آرزوهای سرکوب شده ، خیلی مهمه.
من بیشتر به روانشناسی انتخاب معتقدم که زیاد به گذشته کاری نداره.
هنوز باید صبر کنم و عجولانه نظر ندم ، ولی آرزوی نزیسته هم ظاهرا موضوع جالبی است.
آرزوهای نزیسته شما چیه؟
همانطور که همه می دانیم اوضاع مملکت از جهات مختلف ناجور است و مسئولین همه از وضع موجود ناراضی هستند. لذا ما مردم موظف هستیم برای کاهش دغدغه مسئولین یه کاری بکنیم. الان همه مسئولین ناراضی هستند و ممکنه بریزن تو خیابون.
من مسائل مختلف را بررسی کردم ببینم برای کدومشون می تونم راه حل بدم. یکی از مشکلات مهم جامعه ما کاهش زاد و ولد فرزنداوری است.
علت این مشکل هم عدم تمایل خانواده ها به خاطر مسائل مالی و کاری است. یعنی زن خانواده بغلت مشکلات و تامین نیازهای مالی خانواده سرکار می رود و لذا اگر فرزنداوری کند از کار می افتد. همچنین هزینه های نگهداری فرزند بالاست.
از طرفی ما مشکل عدم ازدواج دختران را داریم و سن ازدواجشون داره می ره بالا. اینم یه مشکل است و خیلی از خانمها دوست دارند سایه یه مردی بالاسرشون باشه و الا نیاز مالی ندارند و در حد خودشون کار و زندگی دارند
از طرفی هزینه های مسکن و اجاره و یا خرید هم خیلی بالاست و خیلی از دختران و خانمهایی که دوست دارند مستقل بشوند، بعلت هزینه های بالا نمی تونند.
من برای تمام مشکلات بالا یه نسخه خوب پیدا کردم و طرحم رو می خوام بنویسم د برای نمایندگان مجلس بفرستم. یه طرح انقلابی و جهادی و جامع.
امیدوارم آقای رئیسی دستور بده ، فوری و انقلابی انجام بشه.
و اما طرح :( لطفا تا انتها بخوانید بعد فحش بدید )
قبلا در هر خانواده مرد نون اول بود که الان جواب نمی ده
بعد شد مرد و زن که الان بازم خوب جواب نمی ده.
بهترین کار روش یک مرد و چند زن است. یعنی با توجه به نیاز خانواده مرد با دو یا سه و یا چهار خانم ازدواج می کند.
بعد تقسیم وظیفه می کنند
یکی به تر و خشک کردن و امورات بچه داری می پردازد. درس و مشق و غذا و غیره
یکی به رفت و روب و پخت غذا و تولید ترشی و شور و ماست و غیره می پردازد.
بقیه هم می روند سرکار و حقوق یکی فقط برای اجاره خونه
حقوق بعدی برای هزینه غذا و بچه ها
حقوق بعدی برای پوشاک و پس انداز و غیره
مصرف میشه
الزامات طرح: همه اموال حاصله باید بین همه تقسیم شود. یعنی مال همه باشد.
لازم است چدپرخش وظایف ایجاد شود و نقشها عوض شد و بهشت زیر پای همه برود مگر کسی خودش دوست نداشته باشد.
مزایای طرح : چون یه خونه و یه ماشین دارند ، در هزینه ها صرفه جویی می شه
در مسائل جنسی هم کلی تنوع ایجاد می شه
کلی موضوع مشترک برای حرف زدن دارند
معایب طرح : خانمها قبول نمی کنند. ولی آقایون احتمالا صف بکشند
همین.
می دونم الان سریع می آیید یک زن و چند شوهر رو پیشنهاد می دید. قبول نیست