این روزها هر کی می پرسه اوضاع خوبه؟
می گم هیچی خوب نیست
ولی شکر خدا
واقعا هم هیچی خوب نیست
نه درآمد
نه هزینه
نه آلودگی هوا
نه آینده بچه ها
نه حال مردم
نه آینده کشور
....
کتاب هنر شفاف اندیشیدن رو دوباره شروع کردم به گوشیدن
قبلا نصفشو گوش کردم
بعدا نوشت : راستی خانم ف چرا وبلاگش رو بست؟
توی دنیای موازی و جای درست و حسابی
من هرروز تا چهار فقط کار می کنم. بعدشم می ام خونه ،
می شینم کتاب می خونم و کاردستی درست می کنم
و گاهی می نویسم
چند وقت پیش یکی یه تست آورد پیشم که فکم افتاد.
یه سیب رو نصف کرده بود.
نصفش رو گذاشته بود تو یه جعبه و روش اسمهای مثبت نوشته بود. اسم ائمه و امامان و معصومین
بعد نصف دیگه اش رو گذاشته بود تو یه قوطی دیگه و اسم شیطان رو نوشته بود و احتمالا چیزهای دیگه.
بعد پانزده روز به طور واضحی سیب قوطی دوم فاسد تر و خراب تر شده بود.
لازم بذار است که قوطی ها و محیط نگهداری و همه شرایط یکی بوده.
منم این آزمایشگاه را به چهار عددنصف سیب انجام دادم. دو عدد را گذاشتم کنار و هیچی روشون ننوشتم. بعد چند روز بطور واضح اونها که تو قوطی نام خدا بودند ، سالم تر بودند
برای منهم خیلی عجیب بود
یه همکار خانم چشم رنگی دارم که همیشه ماسک می زنه.
دلیل ش رو نمی دونم ولی تا وقتی ماسک رو صورتش است، تصور می کنی خیلی خوشگله. واقعا هم با ماسک خیلی خوشگله
وقتی که ماسک رو ور می داره، یهو از عرش می اد تا نزدیکای فرش
اکثر ادمها ماسک دارند. فقط ما ماسکشون رو نمی بینیم
یادم نیست که چی شد که علاقه مند شدم این کتاب رو گوش بدم.
ولی یادم هست همون اولش خورد تو ذوقم
چون همون اول کتاب آخر کتاب را لو داد و من نفهمیدم چرا اینکار رو کرد. هیجانش کم شد.
شاید علاقه ام به شمس و مولانا و رابطه عجیب و غریبشون منو علاقه مند کرد که ادامه بدم و این کتاب رو گوش بدم.
مسئله جالب تر این بود که اول نمی دونستم این کتاب در باره مولوی و شمس است و بعدا فهمیدم و چون اسم نویسنده خارجی بود، برام عجیب بو که چرا مولوی و شمس برای خارجی ها ممکنه جالب باشند.
بعدا متوجه شدم الیف شاباک، نویسنده کتاب ، ترک است و خوب آرامگاه مولوی هم در ترکیه است و موضوع حل شد.
من نفهمیدم الیف شاباک چه دینی دارد. ولی به حضرت علی احترام می گذارد ولی روایتهایش با شیعه فرق دارد و اگر مسلمان باشد سنی است.
نحوه روایت کتاب را دوست نداشتم ولی مجموعا خوب بود.
راستش من هنوز نمی دانم چقدر باید توکل کرد. چقدر باید امورات خودمان را به خدا بسپاریم.
من مطالعاتی در خصوص عرفان داشته ام. ولی هرگز به یقینی که ان ها دارند نرسیدم و می ترسم امورات را به خدا بسپارم.
هنوز اون ارتباط و اعتمادی که باید بینمون ایجاد بشه، نشده. کاش می شد