یه همکار خانم جدید به تیم ما اضافه شد و قرار شد با من کار کنه.
اولین ویژگی اش اینه که قیافه اش خیلی برام آشناست. انکار سالها می شناسمش.
قیافه اش به دلم نشسته. بقیه ویژگی هاش هم خوبه
با اینکه همکار خط قرمز است و نباید باهاش بری تو رابطه ، ولی گزینه خوبیه.
باید ببینم اونم از من خوشش می اد یا نه.
البته یه اشکال داره و خونه اش به خونه ما دوره.
پی نوشت: من سخت پسندم باید همه چیزش خوب باشه
حوصله راه دور رو ندارم
جوینده یابنده است و در جستجوی هرچه باشی کم کم جذبش می کنی
یکی دوتا کانال پیدا کردم. اولی رو که مالکش بهم دایرکت داد. خانمهای مختلف تو کانال بودند. دوساعت ۶۵۰ هزار تومن و شب تا صبح یه تومن.
بعدش یه کانال دیگه دیدم که اسمش ماساژ فقط برای آقایان بود. ولی توش کیس هلی مختلف رو معرفی کرده بود . دوساعت ۳۵۰ و شب ۶۵۰ . به نظرم قیمتش خوب بود.
و عجیبتر تصاویری بود که می دیدم. بعضی هاشون قیافه های پلنگ طور داشتند و می خورد کارشون این باشه.
ولی بعضی خیلی معصوم به نظر می رسیدند.
واقعا بهشون نمی خورد اعتماد رو لطفا از بین نبرید
دلایل من احتمالا خاص نیستند و با شدت و ضعف به همه آنهایی که طلاق نمی گیرند صدق کند:
۱ به نظر من اولش شجاعت و جیگر است. طلاق گرفتن یک تصمیم استراتژیک و مهم است و اخذ این تصمیم شجاعت و جیگر می خواهد.
۲ بچه ها. چند جنبه دارد. اولا قطعا رابطه من با بچه ها دستخوش آسیب می شود .ان ها می خواهند من را مسبب یکسری از ناکامی هاشون بدونند
قطعا یک مواقعی از فامیل من یا فامیل مادرشون سرکوفت می خورند. مثلا فامیل من ممکنه بهشون بگه مامانت اینطوری و اون طوری. فامیل مامانشم بگه بالاتون اینطوری و اون طوری
هر طرفی که باشند جای خالی اون یکی رو حس می کنند یعنی با فامیل مادری برن بیرون ، می گن کاش بابا مون بود و بلعکس
همچنین ممکنه توقع داشته باشند که ما بخاطر اونها تحمل می کردیم. لذا هرچی ازشون بخواهیم می گن مگه شما بخاطر ما تحمل کردید و به خودتون سخت گرفتید تا ما الان به خودمون سخت بگیریم.
علاوه بر اینکه بالاخره بچه ها یه رسیدگی می خوان که هیچ کس بهتر از مادرشون و من نیستیم و جایگزین نداره.
احترام و حس نامردی:
مردها عموما موفقیتشون رو مدیون زن اولشون هستند و زن دومشون رو مدیون موفقیتشون
لذا طبیعی است که خانم من که در تمام دوران نداری و بدبختی با من بوده و کنارم بوده، حالا که یه خورده اوضاع بهتره ، باهاش خداحافظی کنم و برم دنبال عشق و حال؟
بدیهی است که یه مرد پنجاه ساله یا چهل ساله جذابیت بیشتری نسبت به یک زن چهل ساله یا پنجاه ساله دارد و مورد توجه است. لذا زن من جوونی اش را در خانه من گذاشته و انصاف نیست من الان بدون پشتوانه کافی ازش جدا بشم.
تهیه شرایط یک زندگی آسان و آسوده هم که با توجه به اوضاع کشور و گرانی فراهم نیست . در هر صورت من تا ابد نسبت به ایشان مسوولم.
من و خانمم حدودا باهم دعوایی چندانی نداریم و لذا توجیه چندانی هم نیست.
ما فقط یه تفاوت بزرگ در تمایل جنسی داریم . من گرمم و لمسی و اون غیرلمسی و سرد. و شاید حتی دلیل سرد بودنش هم رفتارهای اشتباه من و یا خانواده ام بوده.
که ارزش نداره بخاطرش همه اتفاقهای بد بالا بیفته
امیدوارم دوستانیکه می گن طلاق بگیر قانع شده باشند
تو پست قبلی که در خصوص رابطه من بود و معایب ش را بحث می کردیم، رویا خانم یه نظر خیلی زیبا گذاشت که دردهای رابطه را برام یادآوری کرد.
آدم متاهل اگه یکی رو خیلی دوست داشته باشه، معقوله به دلایل وارد رابطه اش نکنه . نظر رویا خانم:
یه ربات دوست یابی هی می اد به من می گه بیا به یه ناشناس وصلت کنم.
اون دفعه گفتم وصل کن. پیدا نکرد.
امروز دوباره اعتبار رایگان داد. منم وصل شدم. یه ناشناس وصل شد. ۳۲ سالش بود.
گفت متاهلی مجرد؟ گفتم متاهل. گفت بای و رفت. تازه به ربات گفته بود من بی ادب بودم.
خودتون دوست دارید دروغ بشنوید چون با راست گویان بدرفتاری می کنید.
از طرفی منحتما باید برم زنم رو طلاق بدم تا دو کلام چت کنیم؟
حالا اصلا ما سر همه چی به تفاهم رسیدیم مونده تاهل من؟
اصلا مگه قراره ازدواج کنیم؟
انگار با هر مجردی دوست می شن ، ازدواج می کنند. شش ماه می چرخید بعد کات می کنید دیگه.
در هرصورت اگه من طلاق بگیرم و زنم بی سرپرست بشه و بچه هام بشن ، بچه های طلاق، تقصیر دخترهایی است که با من دوست نشدند.