با همه ادعای روشنفکری که دارم و فکر می کنم آدم فهمیده ای هستم، هنوز جای کار و پیشرفت زیاد دارم. و هنوز تا کمال خیلی خیلی مونده.
امروز رفتم کارنامه دخترم رو گرفتم. چند تا نمره خوب داشت و چند تا نمره بد.
چندتا از امتحانات را نداده بود و خوب نمره ای نداشت. تازه کارنامه خاصی هم نبود و کلاسی بود.
ولی من مثل پدرها و یا آدمهای بد بجای اینکه اول بخاطر نمرات خوبش تشویقش کنم و بعد بروم سراغ علت نمره های بد، برعکس رفتار کردم . البته سریع فهمیدم که سوتی دادم و سعی کردم جمعش کنم. ولی خوب آب ریخته را خیلی وقتا نمیشه جمع کرد.
بدلایل تکاملی و ژنتیکی ما یاد گرفته ایم روی نقاط ضعف حساس باشیم.
چون کسانیکه به نقاط ضعف دقت نمی کردند، خورده یا کشته شدند.
ولی امروزه شرایط عوض شده و باید عوض بشیم
فوبیا ترس از اداره مالیات و ادارات دولتی گرفتم.
اونقدر رفتم اینجاها و اذیت شدم. دیگه فشارم می افته وقتی اسمش می اد
عموما گفته می شود که مردها راحت می توانند بدون اینکه علاقه ای داشته باشند و فقط برای اینکه لذت ببرند، س ک س کنند
ولی زنها برای اینکه لذت ببرند باید علاقه داشته باشند.
نمی دونم جملات بالا چقدر درسته. ولی من خیلی اینجوری نیستم. یعنی یه حداقل علاقه ای برای س ک س لازم دارم.
علاوه بر اون از بزن درویی خوشم نمی اد. یعنی اگه حس کنم بعد س ک س رابطه مون تموم میشه، ترجیح می دم س ک س نکنم تا رابطه مون بمونه..
نظر شما چیه؟
امشب به این نتیجه رسیدم که زن بودن خیلی سخته.
اینکه همه اش بپزی و بشوری و بقیه بیان بخورم و برن و تو فقط جمع کنی
و بعد همه درآمدها و رشد کردنها و موفقیت ها مال اونها باشه و تو یه تلفن تو خونه باشی، خیلی سخته.
و فقط در شرایطی میشه که یا عاشق باشی و یا نفهمی و راضی باشی و خودت برای خودت برنامه ای نداشته باشی