دیشب دخترم نباید یه کاری رو می کرد. فرضا نباید می رفت تو انباری. بهش گفتم نرو. و اون کار رو نکن. مامانش گفت حرفت رو گوش نمی کنه . قبلش هم سر به چیز بیخود که یادم نیست ازم دلخور شد.
در هرصورت رفت. بعد یه مدت نگران شدم و رفتم ببینم چکار می کنه و اتفاقی براش نیفتاده باشه.
دیدم نرفته. بلکه دم در مونده. طوریکه ما فکر کنیم رفته. از طرفی هم خواسته بود حرف ما را گوش بده.
بهش گفتم بابا جان این بدترین کاره. تو هم پیاز رو خوردی و هم چوب رو.
تو که نرفتی ولی منو هم بی احترام کردی و وقتی منو بی احترام کنی، خودت بی احترام می شی. خوب حداقل می آمدی می گفتی باشه به احترام شما نمی رم. اینجوری احترام جفتمون هم می رفت بالا
همه ما گاهی ازین اشتباهات می کنیم. هم چوب رو می خوریم و هم پیاز رو.
با همه ادعای روشنفکری که دارم و فکر می کنم آدم فهمیده ای هستم، هنوز جای کار و پیشرفت زیاد دارم. و هنوز تا کمال خیلی خیلی مونده.
امروز رفتم کارنامه دخترم رو گرفتم. چند تا نمره خوب داشت و چند تا نمره بد.
چندتا از امتحانات را نداده بود و خوب نمره ای نداشت. تازه کارنامه خاصی هم نبود و کلاسی بود.
ولی من مثل پدرها و یا آدمهای بد بجای اینکه اول بخاطر نمرات خوبش تشویقش کنم و بعد بروم سراغ علت نمره های بد، برعکس رفتار کردم . البته سریع فهمیدم که سوتی دادم و سعی کردم جمعش کنم. ولی خوب آب ریخته را خیلی وقتا نمیشه جمع کرد.
بدلایل تکاملی و ژنتیکی ما یاد گرفته ایم روی نقاط ضعف حساس باشیم.
چون کسانیکه به نقاط ضعف دقت نمی کردند، خورده یا کشته شدند.
ولی امروزه شرایط عوض شده و باید عوض بشیم
فوبیا ترس از اداره مالیات و ادارات دولتی گرفتم.
اونقدر رفتم اینجاها و اذیت شدم. دیگه فشارم می افته وقتی اسمش می اد
عموما گفته می شود که مردها راحت می توانند بدون اینکه علاقه ای داشته باشند و فقط برای اینکه لذت ببرند، س ک س کنند
ولی زنها برای اینکه لذت ببرند باید علاقه داشته باشند.
نمی دونم جملات بالا چقدر درسته. ولی من خیلی اینجوری نیستم. یعنی یه حداقل علاقه ای برای س ک س لازم دارم.
علاوه بر اون از بزن درویی خوشم نمی اد. یعنی اگه حس کنم بعد س ک س رابطه مون تموم میشه، ترجیح می دم س ک س نکنم تا رابطه مون بمونه..
نظر شما چیه؟